«بیش از این‌ها باید باشد!» [There must be more than that] نوشته شینسوکه یوشی‌تکه [Shinsuke Yoshitake] منتشر شد.

بیش از این‌ها باید باشد!» [There must be more than that] نوشته شینسوکه یوشی‌تکه [Shinsuke Yoshitake]

به گزارش کتاب نیوز، «بیش از این‌ها باید باشد!» چهارمین جلد از مجموعه‌ی فیلسوف کوچک است که آن را شینسوکه یوشی‌تکه نوشته و رضی هیرمندی آن را ترجمه و نشر افق منتشر کرده است.

شینسوکه یوشی تکه متولد 1973 تصویرگر و نویسنده کتاب کودکان است. ایجاد کمیک، تصاویر کتاب کودکان، نقاشی ها و مقاله های مصور در مورد چیزهای کوچک در زندگی روزمره ما از فعالیت های اوست.

ناشر در معرفی این اثر آورده است:

آینده چیست؟ فکر می‌کنید چه جور آینده‌‌ای ممکن است اتفاق بیافتد؟ احتمال‌های زیادی درباره‌ی آینده وجود دارد. آینده می‌تواند تاریک یا خیلی‌ باحال باشد و شاید گزینه‌های بیشتری هم وجود داشته باشد!
بیش از این‌ها باید باشد! کتابی است برای همه‌ی کسانی که به آینده بدبین شده‌اند یا از آن می‌ترسند. کتابی شوخ و پر امید درباره‌ی آینده‌‌ی مبهم و تاریک که ۴ تا ۴۰۰ ساله‌ها می‌توانند بخوانند و لذت ببرند.
کودکان بهتر از آدم‌بزرگ‌ها دنیای اطرافشان را می‌بینند و بیشتر سوال می‌پرسند و از این جهت فیلسوف‌هایی کوچک‌اند. مجموعه کتاب‌های فیلسوف کوچک به دنبال تقویت روحیه‌ی پزسشگری و رشد تفکر خلاق در کودکان به کمک داستان است. کودکی که بهتر می‌بیند و بیشتر می‌پرسد، برای چالش‌های دنیای آینده راه‌حل‌هایی خلاقانه‌تر پیدا می‌کند.

درباره‌ی کتاب بیش از این‌ها باید باشد!

دختر کوچولو از برادرش می‌شنود که قرار است ما آدم‌ها در آینده با اتفاق‌های وحشتناکی رو‌به‌رو شویم. برای همین حسابی نگران می‌شود. برادرش می‌گوید به‌زودی جنگ‌های ویرانگر و بیماری‌ها‌ی همه‌گیر همه را نابود می‌کنند. اما مامان بزرگ حرف‌های دیگری می‌زند که شنیدنی‌اند…

«بیش از این‌ها باید باشد!» نوشته شینسوکه یوشی‌تکه در 36 صفحه و قیمت 40 هزارتومان در دسترس کودکان و نوجوانان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...
دخترک چهارده‌ساله‌ای که دانه برای پرندگان می‌فروشد... چون شب‌ها رخت‌خوابش را خیس می‌کرده، از خانه‌ها رانده شده است... بسیار چاق است و عاشق بازی بیلیارد... در فلوریا بادکنک می‌فروشد و خود عاشق بادکنک است... در ماه‌های اکتبر و نوامبر در منطقه‌ی فلوریا پرنده صید می‌کنند... سرگذشت کودکان سرگردان و بی‌سرپرست استانبول... تنها کودکی که امکان دارد بتواند زندگی و آینده‌اش را نجات دهد ...