مجموعه داستان‌های کوتاه و طرح‌های فرزانه آقائی‌پور با عنوان «پری» راهی بازار کتاب شده است.

داستان‌های کوتاه و طرح‌های فرزانه آقائی‌پور «پری»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۴۰۰ صفحه با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و قیمت ۱۹۰ هزار تومان در نشر ترنجان منتشر شده است.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: کتاب «پری»، مجموعه چهل و دو داستان کوتاه است. داستان‌ها واقع‌گرایانه هستند؛ در بسیاری از زمینه‌ها، از جنگ، خصوصیات فردی، آرزوها، تلاش‌ها، موفقیت‌ها و ناکامی‌ها، رویاها، ترس‌ها، وسواس‌ها، عشق، خیانت، گسل‌های بین‌افراد در موارد مختلف و... .

بیشتر قهرمانان، زن هستند؛ زنانی که از کنار جریان زندگی، بی‌احساس رد نمی‌شوند، در محیط کار و زندگی فعال هستند و مُهر خود را بر رویدادها می‌گذارند.

در برشی از داستان «نوشو جان» می‌خوانیم:

آقا جلیل از آمریکا چندبار تلفنی با نوشین صحبت کرد و هر بار نوشین فریاد می‌زد «نه، پدر! این کار را نکنید. لطفا فکر کنید!» یک بار گفت «روی من حساب نکنید. از عهده من خارجه.» یک بار هم گفت «اگر اون رو با خودتون بیارید، من از این خونه می‌رم.» وقتی از پدر خواسته بود گوشی را بدهد به ستاره، پدر گفته بود «لازم نیست با او صحبت کنی. نگران نباش، خودم ترتیبش رو می‌دم.»
- پدر! شما هنوز ستاره رو نشناختین.
- نوشین جان! لطفا از این جریان با کسی صحبت نکن، حتی پروین و شوهرش.
بالاخره پدر بازگشت و فرزند چهارساله وعقب‌افتاده ستاره را هم با خود آورد. فرزندی که معلوم نشد نه ستاره او را می‌خواسته و نه همسر آمریکایی‌اش. البته بهانه آن‌ها، شروع یک کار بود که می‌بایست هر دو، شبانه‌روز وقت صرفش کنند. حتی آقاجلیل هم این موضوع را باور نکرده بود، اما نمی‌توانست جوابی قاطع به دخترش بدهد. با وجود این، مرتب به نوشین می‌گفت که نگه‌داری از او موقتی است.

همچنین در توضیح طرح جلد کتاب آمده است:
این طرح اثر زنده‌یاد هانیبال الخاص است که به نویسنده (فرزانه آقائی‌پور) اهدا شده است.
فرزانه آقایی‌پور(زاده ۱۳۲۷، خاش) در سال ۱۳۴۹ کارشناسی مهندسی برق را از دانشگاه صنعتی شریف دریافت کرده و تا سال ۱۳۶۳ به کار در این زمینه مشغول بوده‌است و از آن زمان به نویسندگی اشتغال دارد.

«هنر و داوری»، «رستم و اسفندیار»، «ستار قره‌داغی»، «پارک اتابک»، «یارمحمدخان با چه کسی می‌جنگد؟»، «رضاخان در یک نمایش عجیب»، «خانه شماره ۱۰۹ خیابان کاخ»، «سیما» و «نسترن» از جمله آثار او هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...