کتاب صوتی «خواب دزد»‌ [The dream snatcher] نوشته کارا می [May, Kara] با ترجمه فاطمه قاسمی همزمان با عرضه چاپ دوم، توسط انتشارات کتاب پارک منتشر و راهی بازار نشر شد.

خواب دزد»‌ [The dream snatcher]  کارا می [May, Kara]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، داستان «خواب‌دزد» برای بچه‌های هفت‌سال به بالا نوشته شده و در آن، ماجرای یک‌شهر به‌ظاهر معمولی روایت می‌شود که با ورود یک مرد عجیب، همه‌چیزش به هم می‌ریزد. شخصیت اصلی این‌داستان دختری کوچک به‌نام جودی است که در ابتدای ورود مرد غریبه به شهر، کسی جز او متوجه‌اش نمی‌شود. جودی مرد را می‌بیند که با لباسی بلند و کلاهی عجیب وارد می‌شود. اما هم‌شهری‌ها مرد را نادیده می‌گیرند.

مرد تازه‌وارد برای جودی عجیب و غریب است چون علاوه بر ظاهرش، چمدانی آهنی به دست دارد که از آن میخ‌هایی بیرون زده است. او قدرت‌های عجیبی دارد و جودی با دیدنش از خود می‌پرسد ممکن است قصد انجام چه کاری را در شهرشان داشته باشد؟ در ادامه مشخص می‌شود این‌مرد عجیب، یک‌خواب‌دزد است. جودی خوب می‌داند رویاهایش خاص‌اند. چون این را مادر بزرگش به او گفته و مو لای درزش نمی‌رود. بنابراین وقتی همه‌ مردم شهر رویاهایشان را به خواب دزد اسرارآمیز می‌فروشند با آن‌ها همراه نمی‌شود...

تصویرگری «خواب‌دزد» توسط رضا مکتبی انجام شده است.

چاپ اول این‌کتاب سال ۹۶ منتشر شد و چاپ دومش با ۹۲ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۲۹ هزار تومان عرضه شده است.

نسخه صوتی این‌کتاب با مدت یک‌ساعت و ۲۹ دقیقه و قیمت ۱۲ هزار و ۵۰۰ تومان در فضای مجازی منتشر شده است. تهیه و تولید این‌نسخه نیز به عهده انتشارات کتاب پارک بوده و بهمن وخشور و زهرا لطفی به‌عنوان گوینده، این‌کتاب را خوانده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...