دفتر اول «مینی‌­داستانیسم» شامل ۴۰ داستان کوتاه و خیلی کوتاه آلترناتیو منتشر شد.

مینی‌­داستانیسم

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که ۴۰ داستان کوتاه و خیلی کوتاه آلترناتیو از خلیل اسماعیلی، اسرین ملک­‌محمد، امید وکیلی­‌نژاد، زهرا نوری، نگین صادقی­‌پور، و مهشید سلیمانی را در بر می‌­گیرد در انتشارات ناظرزاده کرمانی منتشر شده است.

اسماعیلی در این‌باره می­‌گوید: ما در این مجموعه سعی کرده‌­ایم با نگاهی آسیب‌­شناسانه به برخی موضوعات و مسائل اجتماعی پیرامون­‌مان، داستان­‌هایی کوتاه و حتی خیلی کوتاه را که به‌اصطلاح به داستان­‌های مینی‌مال و فلش­‌فیکشن معروف‌­اند در قالبی متفاوت­‌تر به نگارش درآوریم؛ درواقع ما می­‌خواستیم ضمن احترام به اصول و قواعد کلاسیک داستان‌­نویسی، در این راه دست به تجربه­‌های جدیدتری هم بزنیم و صرفاً کپی دست چندمی از آثار بزرگان نباشیم. البته ما هنوز ابتدای راهیم و تا سرمنزل مقصود، بسیار مانده است؛ اما امیدواریم که نسبت به بضاعت­مان موفق بوده باشیم. این مجموعه به امید خدا و یاری مخاطبان، قرار است ادامه داشته باشد و به­‌زودی دفتر دوم نیز منتشر خواهد شد.

از این گروه پیش‌تر دو مجموعه نمایشنامه با عناوین مجموعه نمایشنامه‌های نو در پنج دفتر (انتشارات نودا)، و مجموعه نمایشنامه­‌های دراما در چهار دفتر (انتشارات ناظرزاده کرمانی) منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...