مجموعه پنج جلدی «سه ماجرای باورنکردنی جیک کیک» اثر مایکل براد با ترجمه مازیار موسوی منتشر شد.

به گزارش ایبنا، «اتاقک را دور زدم و به در آن رسیدم. آنگاه به سرعت در را باز کردم تا آن موجودات اسرارآمیز را حین انجام عمل دستگیر کنم. ظاهرا کارم تا حدی موثر بود، چون اتاقک ساکت شد و تنها چند برگ کاغذ که در هوا سرگردان بودند، روی زمین افتادند. اما هیچ اثری از موجوداتی که خسارت به بار آورده بودند، دیده نمی‌شدند. گفتم: «آهای! کسی اینجا هست؟» سپس با احتیاط وارد اتاقک شدم و با دقت به داخل فضای تاریک اتاق نگاهی انداختم. ناگهان صدایی خشن و زمخت فریاد زد: «بچه‌ها فرار کنید!» آنگاه چندین موجود بسیار کوچک از مخفیگاه‌شان بیرون پریدند و با سرعت از میان پاهایم گذشتند و به سمت در رفتند.»
 
مطلبی که خواندید بخشی بود از کتاب «خانم آشپز ماشینی»، سومین جلد مجموعه پنج جلدی «سه ماجرای باورنکردنی جیک کیک» اثر مایکل براد که با ترجمه‌ مازیار موسوی از سوی انتشارات قدیانی برای کودکان گروه سنی «ج» منتشر شده است.
 
عنوان‌های این مجموعه پنج جلدی عبارتند از: «مهمان خون آشام، نفرین دزد دریایی، اژدهای مدرسه، خانم آشپز ماشینی و آموزگار گرگ‌نما».
 
در این کتاب‌ها داستان پسربچه‌ای به نام جیک کیک، بیان می‌شود که ادعا می‌کند این داستان‌ها را که همگی سرگذشت او هستند، خودش نوشته و تصویرگری کرده است. اما هیچکس حرف او را باور نمی‌کند، حتی پدر و مادرش و معتقدند که اگر جیک کیک همچنان از خودش داستان سرهم کند، دماغش مثل پینوکیو دراز می‌شود. با این حال جیک کیک ادعا می‌کند که از خودش قصه نمی‌بافد و هر ماجرایی که تعریف می‌کند، واقعا اتفاق افتاده است.
 
هر کدام از کتاب‌های این مجموعه شامل 3 داستان است و در مجموع 15داستان از زبان جیک کیک روایت می‌شود که قالب طنز دارند و در پایان هر کتاب، سه گزارش به قلم جیک کیک منتشر شده و شامل توضیحات او از ماجراهای باورنکردنی است که برایش اتفاق افتاده است.
 
بخش کودک و نوجوان انتشارات قدیانی (کتاب‌های بنفشه) مجموعه ۵ جلدی «سه ماجرای جیک کِیک» را با شمارگان هزار و 100 نسخه و قیمت 140 هزار ریال برای هر جلد منتشر کرده است.

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...