داستان‌های «جیمز باند» در قالب یک مجموعه جدید از کتاب‌های مصور یا کمیک بوک به بازار می‌آید.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، شرکت داینامایت انترتینمنت اعلام کرده که مجموعه کمیک بوک‌های «جیمز باند» که تحت مالکیت آن شرکت قرار دارند را در پایان سال جاری از نو به عنوان یک مجموعه ادامه‌دار راه‌اندازی می‌کند و یک تیم خلاق کاملا جدید برای هدایت آن انتخاب کرده است.

انتشار این مجموعه جدید که عنوان آن به سادگی «جیمز باند» انتخاب شده از طریق یک بیانیه خبری اطلاع‌رسانی شد.

تیم خلاق پشت این مجموعه شامل ویتا آیالا و دنی لور به عنوان نویسنده می‌شود، اریک گپستور مسئولیت طراحی‌های هنری داخلی کتاب‌ها را بر عهده خواهد داشت و جیم چونگ هنرمندی که روی کمیک‌های «لیگ عدالت» کار کرده کاورهای آن را طراحی می‌کند.

آیالا با توجه به اینکه هم روی کمیک‌های مارول و هم روی کمیک‌های دی‌سی کار کرده برای هواداران این ژانر کاملا شناخته‌شده است. او بیشتر به خاطر مجموعه «وحشی‌ها» شناخته می‌شود. لور هم به تازگی مجموعه کمیک‌های خودش با عنوان «ملکه رویاهای بد» را راه‌اندازی کرده و تا به حال در کمیک‌های داستانی مختلف به عنوان ویراستار فعالیت داشته است.

شرکت داینامایت انترتینمنت در سال ۲۰۱۵ شروع به کار کرد و وارن الیس و جیسون مسترز نیروهای خلاق اصلی آن هستند. نکته مهم مجموعه جدید این است که نسخه‌های اولیه آن بر طبقه‌بندی «۰۰۷» برای جیمز باند تاکید می‌کرد؛ اما حالا با توجه به اینکه هنوز هیچ جزییات بیشتری از این کمیک‌ها منتشر نشده، مشخص نیست که غیاب این کد در مجموعه جدید به این دلیل است که اخیرا گزارش شده لاشانا لینچ بازیگر «کاپیتان مارول» در فیلم بعدی این مجموعه نقش شخصیت باند ۰۰۷ را ایفا خواهد کرد یا خیر.

«جیمز باند» دسامبر منتشر می‌شود و اطلاعات بیشتر درباره این مجموعه در ماه‌های آینده به اطلاع هواداران خواهد رسید.

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...