مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری(متن) فرهنگستان هنر دو کتاب «زیبایی، زشتی، گروتسک» و کتاب «زیبایی‌شناسی تجربی، عصب‌زیبایی‌شناسی، علم»  از «دانشنامه زیبایی‌شناسی آکسفورد» را منتشر کرد. این دو کتاب هر دو ترجمه مقالاتی از مجموعه Encyclopedia of aesthetics هستند.‬

زیبایی، زشتی، گروتسک» و کتاب «زیبایی‌شناسی تجربی، عصب‌زیبایی‌شناسی، علم

به گزارش 
کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب زیبایی، زشتی، گروتسک ترجمه فریبرز مجیدی است که مفاهیم اساسی و بحث‌انگیز حوزه فلسفه هنر و زیبایی‌شناسی در آن مطرح می‌شود

این مجموعه در سه محور عمده به نگارش درآمده است: محور نخست، «زیبایی»، که شرح تاریخ پیچیده نقش زیبایی در فلسفه و زیبایی‌شناسی است و چهار مقاله «نمای کلی»، «مفهوم‌های کلاسیک»، «مفهوم‌های قرون وسطایی» و «زیبایی و عشق» را شامل می‌شود؛ در محور دوم به مقوله «زشتی» و در محور سوم، به «گروتسک» پرداخته شده است.

مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) این کتاب را در ۱۴۴ صفحه، و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و بهای ۲۶ هزار تومان، به بازار عرضه کرده است.

همچنین کتاب زیبایی‌شناسی تجربی، عصب‌زیبایی‌شناسی، علم، دومین شماره از مجموعه «دانشنامه زیبایی‌شناسی آکسفورد»، است که امیرعباس زارعی مترجم آن است. در این کتاب نویسندگان این مدخل می‌کوشند افق‌هایی نو در حوزه علم و زیبایی‌شناسی بگشایند.

این مجموعه‌مقالات در سه محور به نگارش درآمده است: محور نخست به «زیبایی‌شناسی تجربی» می‌پردازد؛ دومین محور «عصب‌زیبایی‌شناسی» است و در محور سوم به «علم» پرداخته شده است.

مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) این کتاب را در ۱۰۸ صفحه، و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه و بهای ۲۲ هزار تومان، به بازار عرضه کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...