به گزارش ایلنا، کتاب «یادداشت‌های مارسل دوشان» [The writings of Marcel Duchamp] مجموعه‌‌ی کاملی از آثار، یادداشت‌‌ها و گفتگو‌های مارسل دوشان‬، یکی از مهم‌ترین و نام‌‌آشناترین هنرمندان آوانگارد عصر حاضر، است.

یادداشت‌های مارسل دوشان» [The writings of Marcel Duchamp]

میشل سانویی و المر پیترسون در پیش‌گفتار این کتاب که خودشان آن را گرداوری و تدوین کرده‌اند، می‌نویسند: «یادداشت‌های مارسلدوشان جنبه‌ی کمابیش ناشناخته‌ی هنر خلاقانه‌ی او هستند.»

در ایران مارسل دوشان را بیش از هر چیز با «چشمه» می‌شناسند. چشمه سنگ توالتی بود که دوشان آن را امضا کرد و به نمایشگاه داد. اما چشمه تنها یکی از نوع خاصی از آثار اوست که خودش «پیش‌ساخته» می‌نامدشان و درباره‌ی آن‌ها می‌گوید:

انتخاب (پیش‌ساخته‌ها) بر اساس واکنش بی‌تفاوتی بصری و همزمان همراه با فقدان کامل سلیقه‌ی خوب یا بد ... در واقع یک بیهوشی کامل، بود.

جیمز جانسن سویینی گفت‌و‌گویی مفصل با دوشان داشته که از شبکه‌ی ان.بی.سی پخش شده، متن کامل این مصاحبه‌ی تلویزیونی نیز در کتاب آمده است. او در این مصاحبه درباره‌ی خانواده‌اش می‌گوید:

خواهرم نقاشی می‌کرد. اما به‌طور خاص برادرم ژاک ویون نقاش بود. هر یک از ما راه خود را رفت.

تور عروس که یادداشت‌های مربوط به «عروس را عزب‌هایش برهنه می‌کنند، حتی» یا «شیشه‌ی بزرگ» است، از مهم‌ترین فصل‌های این کتاب است. کالوین تامکنس درباره‌ی شیشه‌ی بزرگ می‌گوید:

جایگاه شیشه‌ی بزرگ در نقاشی همچون جایگاه «شب‌نشینی فینیگان‌ها» در ادبیات است، منحصر به فرد و تقلیدناپذیر ...

جعبه‌‌ ۱۹۱۴، جعبه‌ سبز، مصدر، رز سلاوی و شرکا، نقدنامه،عمل خلاقانه، کاتالوگ کلکسیون اجتماع ناشناس، یادداشت‌های انتقادی، مقاله‌‌ها و شمار دیگری از آثار این هنرمند اثرگذار قرن بیستم دیگر فصل‌های این کتاب‌اند. برای‬ اولین‬‌بار است که مجموعه‌‌ای کامل از آثار دوشان به زبان فارسی ترجمه و منتشر می‌‌شود.

کتاب «یادداشت‌های مارسل دوشان» را نیلوفر آقاابراهیمی‬، مترجم آثاری همچون «استعاره‌‌هایی که با آن‌ها زندگی می‌‌کنیم»‬، «فلسفه‌ی‌ هنر هگل» و «فرهنگ و انفجار» یوری لوتمان‬، ترجمه کرده است. این کتاب را نشر علم در ۵۵۰ نسخه و در ۳۲۸ صفحه با قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...