نمایشنامه «آنتونی و کلئوپاترا» [Antony and Cleopatra] اثر ویلیام شکسپیر با ترجمه علاءالدین پازارگادی، منتشر شده در انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ نهم رسید.

آنتونی و کلئوپاترا» [Antony and Cleopatra]  ویلیام شکسپیر

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نمایشنامه آنتونی و کلئوپاترا اثر ویلیام شکسپیر یکی از سه نمایشنامه عشاق است. دو اثر دیگر که می‌توان آنها را ذیل یک مجموعه دسته بندی کرد رومئو و ژولیت و ترایلوس و کرسیدا هستند. این تراژدی درباره آنتونیوس سردار بزرگ روم است که دل در گروی کلئوپاترا ملکه مصری دارد. این عشق و دلباختگی آن‌چنان روح و روان آنتونی را درگیر کرده است که او را در میان وظایف و خواسته‌هایش مردد کرده و موجب شده لشکر و سپاه را به حال خود رها کند. او مردی است که میان لذت و فضیلت، نفسانیات و وظیفه وامانده است و همین امر امپراتوری روم را با خطر روبه‌رو می‌کند.

نمایشنامه غم انگیز «آنتونی و کلئوپاترا» که ظاهراً در سال ۱۶۰۶ یا ۱۶۰۷ به رشته تحریر درآمده در حقیقت مکمل نمایشنامه «ژولیوس سزار» است که در سال ۱۵۹۹ نوشته شده‌. موضوع نمایشنامه از تاریخ پلوتارک، مورخ یونانی قرن دوم میلادی، به نام زندگانی مارکوس آنتونیوس اقتباس شده است. این نمایشنامه پس از ترجمه از زبان یونانی به فرانسه در سال ۱۵۷۹ به انگلیسی ترجمه و چاپ دوم آن در سال ۱۵۹۵ آماده شد. در مورد ژولیوس سزار شکسپیر قطعات مناسبی را از کتاب پلوتارک انتخاب و نمایشنامه را به دلخواه خود تنظیم کرد، ولی در مورد آنتونی و کلئوپاترا کار او آسان‌تر شد، زیرا داستان پلوتارک را تقریباً بی هیچ دخل و تصرفی به صورت نمایشنامه درآورد.

این نمایشنامه شامل پنج پرده است و مقدمه‌ای نیز از مترجم در ابتدای اثر دیده می‌شود. در بخشی از این مقدمه می‌خوانیم:

«داستان با شرح شکوه و جلال دربار ملکه مصر آغاز می‌گردد و آنتونی و کلتوباترا دلباخته یکدیگر و سست عشق و سرگرم عیش و نوش می‌شوند، به طوری که برای هیچکدام دیگر دنیایی جز عالم عشق خودشان وجود ندارد و حتی موقعی که خبر مرگ فوتویا، همسر اول آنتونی به او می‌رسد، آن را با خونسردی و بی‌اعتنایی تلقی می‌کند. همراهان آنتونی، از آن‌جمله آنوباربوس نسبت به رویه‌ای که سردار بزرگ رومی در ترک مسئولیت‌های خطیر خویش پیش گرفته نگران‌اند و دربارهه حیله کلئوپاترا در ربودن قلب و روح پیشوای خود، به او زبان شکوه می‌گشایند، ولی این اعتراضات تأثیری در آن دو نمی‌کند.»

این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۳۴ با ترجمه علاءالدین پازارگادی به چاپ رسید و هم‌اکنون انتشارات علمی و فرهنگی چاپ نهم آن را روانه بازار کتاب کرده است. قطع کتاب رقعی است، ۲۳۱ صفحه دارد و در شمارگان ۵۰۰ نسخه با قیمت ۳۵ هزار تومان در کتابفروشی‌های معتبر سراسر کشور موجود است.

................ هر روز با کتاب ...............

وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...
به سه دهه نخست انقلاب نیز می‌پردازد و تا انتخابات پرحاشیه‌ی سال 1388 و آغاز دومین دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هم پیش می‌‌رود... تاریخ ایران را صرفا در حیات سیاسی و حکومت صاحبان قدرت و شاهان خلاصه نکرده که در حیات جمعی مردم و زیست اجتماعی آنها نیز مشاهده و دنبال می کنند و براین اساس به بررسی دنیای ایرانی و تاریخ آن پرداخته و برای این منظور فراتر از مرزهای کنونی رفته که همانا هویت ایرانی است... آن را بستری برای شناخت و درک ایران امروز می‌سازد ...
بیشترین اخبار مربوط به مبارزه کارگران و به خصوص شوراهای کارگری در نشریات گروه‌های چپ منعکس می‌شد... نقش آیت‌الله طالقانی نیز در ترویج زبان شوراها بسیار مهم بود... منطق دیگری بر ذهنیت کارگران حکمفرما شد... کارگران اغلب از داشتن نماینده واقعی و مقتدر محروم بودند... انحلال نهاد شوراها، اخراج یا بازداشت فعالین مستقل و غیراسلامی در گسست «قدرت دوگانه» شورا و مدیریت، نقش بسیار مهمی داشت ...
نزول از نظم اخلاقی کامو به تحقیر آیرونیک ساراماگو... یکی از اولین‌ مبتلایان، مردی است که در حال رانندگی با ماشین، بینایی خود را از دست می‌دهد. این لحظه بسیار شبیه مسخ کافکاست... راننده‌ ناآرامی نمی‌کند، جیغ نمی‌کشد و شکایتی نمی‌کند. چیزی که او می‌گوید این است: «کسی من را به خانه می‌برد لطفا؟»... مدام ما را به یاد اردوگاه‌های زندانیان سیاسی می‌اندازد، به یاد بی‌عدالتی‌های کاپیتالیسم بدون اندکی خودداری، به یاد سردی و خشکی بروکراسی ...
ایرانیان کورکورانه خود را با ایده‌‎های جدید و محصولات مصرفی تطبیق ندادند، بلکه آنها را به چالش کشیدند... «اندرونی» که غربی‌‎ها به آن انگ مکان زندانی کردن و ستم به زنان زده بودند، به یکی از مراکز فعالیت سیاسی بدل شد... برنامه اصل چهارم ترومن، کمک به دختران جوان ایرانی بود تا بتوانند سلیقه خود را در دکوراسیون و مبله کردن خانه‌‎های‌شان پرورش دهند... اتاق ناهارخوری مطابق با ایده خانه امریکایی بر اساس یک خانواده کوچک پیکره‌بندی شده بود ...