نمایشنامه «زنده بیدار» نوشته امیر مسعود رادی از سوی انتشارات افراز روانه بازار کتاب شد. به گزارش ایبنا، رادی درباره این نمایشنامه گفت: نمایشنامه زنده بیدار (حی‌بن یقظان) تحت تاثیر داستانی به همین نام از «شیخ‌الرئیس بوعلی سینا» نوشته شده است.

به گفته وی، این نمایشنامه شامل سه اپیزود «آفرینش»، «تولدی دیگر» و «زندگی ادامه دارد» است که با حضور یک شخصیت به هم وصل می‌شوند. در نگارش و دیالوگ‌نویسی اپیزود نخست به منابع یونان باستان توجه شده است. اپیزود دوم با توجه به تئاتر مدرن، معنا و مفهوم آن و اپیزود آخر هم به سبک ایده‌آلیسم نوشته شده است.

رادی افزود: در اپیزود «آفرینش» پیدایش کائنات و زمین توسط چهار انسان از نژاد سفید، زرد، سیاه و سرخ  مطرح می‌شود. در اپیزود دوم، هویت یاد از یاد رفته و در اپیزود پایانی زندگی را با حضور چهار زن کرد، گیلکی، جنوبی و ترکمن در چهار نقطه ایران بررسی شده. این چهار نژاد در پایان اپیزود سوم وارد سرزمین ایران می‌شوند.

به گفته وی، در این نمایشنامه به ریشه‌های اصیل ایرانی، سازهای مختلف، ناخودآگاه جمعی و بحث فلسفه وجودی انسان پرداخته شده است.

نمایشنامه «زنده بیدار» نوشته امیر مسعود رادی در شمارگان 1000 نسخه و با قیمت 2000  از سوی انتشارات افراز روانه بازار کتابفروشی‌ها شده است.

مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...
خانواده‌ای تاجر در شهرکی نیمه‌روستایی نیمه‌صنعتی... ناشنواست و زنش فریبش می‌دهد... کنسروهای مشکوک، مواد غذایی فاسد و به‌خصوص شراب قاچاق می‌فروشد... زنی است بلندبالا و باریک‌اندام، با چشم‌هایی خاکستری، معصوم و رفتاری پر قر و فر... لبخندزنان نگاه می‌کرد، همچون یک مار ماده که در بهار از لای گندم‌زار زردرنگ سر بلند کند تا گذار کارگر راه‌آهنی را از جاده تماشا کند... حال دیگر دوران سلطنت آکسینیا شروع می‌شود ...
کلیسای کاتولیک نگران به‌روزشدن علوم و انحراف مردم از عقاید کلیسا بود... عرب‌ها میانجی انتقال مجدد فرهنگ یونان باستان به اروپا شدند... موفق شد از رودررویی مستقیم با کلیسای کاتولیک بپرهیزد... رویای دکارت یافتن روشی برای تبیین کلیه پدیده‌های طبیعی در چارچوب چند اصل بنیادی بود... ماده ماهیتاً چیزی جز امتداد یا بعد مکانی نیست... شناخت یا معرفت را به درختی تشبیه کرد که ریشه‌هایش متافیزیک هستند، تنه‌اش فیزیک و شاخه‌هایش، علوم دیگر ...
وازهه که ما چرا نباید کتاب بخوانیم اما... مال اون‌وقتاس که مردم بیکار بودن... «لایک» نداره. بیشتر کتابا حتی ازشون «کپشن»م درنمیاد یا اگه درمیاد لایک‌خور نیست... بهداشتی هم نیست. آدم هرورقی که میخواد بزنه، باید انگشت‌شو تفمال کنه... میدونید همون درختا اگه برای کتاب قطع نشن، میتونن چقدر ذغال لیموی خوب بدن و چقدر قلیون دوسیب... کی جواب کله‌های سم‌گرفته ما رو میده؟... ندونی این هفته «فاطما گل» چیکار کرده، تو دورهمی نمیتونی تو بحس شرکت کنی ...