12679 جلد نسخه خطی و چاپ سنگی در طول سال‌های 1385 و 1386 توسط کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران خریداری شد که در این میان نسخه‌ای نفیس از هفت اورنگ جامی با ارزشی بالغ بر 35 میلیون تومان گران‌ترین این نسخ‌ است.

بر اساس آمار اعلام شده از سوی سازمان اسناد و کتابخانه ملی، در سال‌های مذکور از مجموع 5695 جلد نسخه خطی خریداری شده 3791 جلد کتاب خطی در سال 1385 و 1904 جلد کتاب خطی در سال 1386 خریداری شده است.

کتابخانه ملی همچنین 6984 جلد کتاب چاپ سنگی نیز در این دو سال از طریق خرید گرد آوری کرده است که 4649 جلد از این کتاب‌ها در سال 85 و مابقی نیز در سال 86 خریداری شده است. در دوره زمانی ذکر شده 690 قطعه مرقعات خطی و 186 برگ سند خطی نیز از دیگر منابعی است که توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی خریداری و به گنجینه کتب خطی و نادر کتابخانه ملی افزوده شده است.

بر اساس این آمار در سال‌های 1385 و 1386برای خرید این منابع، 23 میلیارد و 263 میلیون و 728 هزار ریال توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی هزینه شده است. در این دو سال همچنین 397 نسخه نفیس از قرآن مجید نیز توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی به گنجینه نسخ خطی و نادر کتابخانه ملی افزوده شده که یک نسخه خطی قرآن نفیس متعلق به قرن ششم هجری قمری از جمله آنها است.

نسخه‌های خطی و کم نظیری همچون هفت اورنگ جامی مذهب و متعلق به قرن 10 هجری قمری، بستان العارفین متعلق به قرن 6 هجری قمری( قدیمی ترین نسخه موجود از این اثر)، دیوان صائب با حاشیه ای به خط خود صائب متعلق به قرن11هجری قمری از جمله نسخ خریداری شده در سال 1385 و کتاب قانون ابن‌سینا متعلق به قرن10 هجری قمری با جلد تیماج ضربی مکتب صفوی ، صحاح جوهری دارای خط نسخ کهن ، تفسیر کشاف متعلق به قرن6 هجری قمری و مثنوی معنوی با 16 صفحه تذهیب مرصع و سرلوح در ابتدای 6 دفتر آن نیز از جمله نسخ خطی خریداری شده در سال 1386 است.

شرح قرشی بر قانون ابن‌سینا به انضمام شرح قطب شیرازی متعلق به قرن هشتم هجری قمری و غایة المراد متعلق به قرن نهم از جمله قدیمی‌ترین نسخ جمع آوری شده است. نسخه‌ای نفیس از هفت اورنگ جامی با ارزشی بالغ بر 350 میلیون ریال گران‌ترین نسخه‌ای است که در طول این دو سال خریداری شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...