انجمن نویسندگان آمریکا فهرست ۱۰۱ فیلمنامه برتر قرن ۲۱ را منتشر کرد و اصغر فرهادی برای فیلم «جدایی» یکی از فیلمنامه‌نویسان حاضر در این فهرست است.

جدایی نادر از سیمین

به گزارش ایسنا به نقل از ددلاین، در این فهرست فیلمنامه «برو بیرون» نوشته «جردن پیل»، «درخشش ابدی یک ذهن پاک» از «چارلی کافمن»، «شبکه اجتماعی» از «آرون سورکین»، «اَنگل» نوشته «بونگ-جون هو»، «جایی برای پیرمردها نیست» از برادران «کوئن»، «مهتاب» نوشته «بری جنکینز»، «خون به پاخواهد شد» با فیلمنامه‌ای از «پل توماس اندرسون»، «حرامزاده‌های لعنتی» نوشته «کوئنتین تارانتینو»، «تقریبا مشهور» نوشته «کامرون کرو» و «ممنتو» از «کریستوفور نولان» به ترتیب رتبه‌های اول تا دهم فهرست برترین فیلمنامه‌های قرن ۲۱ به انتخاب انجمن نویسندگان آمریکا را به خود اختصاص داده است.

فیلمنامه برنده اسکار «جدایی نادر از سیمین» نوشته اصغر فرهادی در رتبه ۶۶ این فهرست جای گرفته است. فرهادی برای این فیلم توانست به جمع نامزدهای شاخه بهترین فیلمنامه اصلی نیز راه یابد.

«کریستوفر نولان» در این فهرست با چهار فیلمنامه از ۱۰۱ فیلمنامه برتر، بیشترین حضور را دارد که مربوط به فیلم‌نامه‌های «ممنتو» و «شوالیه تاریکی» (رتبه ۲۶)، «تلقین» (رتبه ۳۷) و «پرستیژ» (رتبه ۸۲) است و «کوئنتین تارانتینو» نیز سه فیلمنامه «حرامزاده‌های لعنتی»، «جانگوی رهاشده» و «روزی روزگاری در هالیوود» را در این فهرست دارد.

سه فیلمنامه از برادران «کوئن» شامل «جایی برای پیرمردها نیست»، «یک مرد جدی» و «درون لوین دیوس» در این فهرست جای گرفته‌ است و «آلفونسو کوارون» مکزیکی نیز سه فیلمنامه «روما»، «فرزندان انسان» و «و مادرت را هم» را در این فهرست به خود اختصاص داده است.

«چارلی کافمن» و «آرون سورکین» نیز ار جمله فیلمنامه‌نویسانی هستند که در این فهرست با دو اثر حضور دارند و «پل توماس اندرسون» تنها فردی در این فهرست با دو فیلمنامه «خون به پا خواهد شد» و «رشته خیال» است که تاکنون نامزد جایزه اسکار بهترین فیلمنامه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...