گنج سلطان؛ «مجموعه گنجعلی‌خان کرمان»، آثار استاد سلطان‌محمد معماریزدی منتشر شد.

آثار استاد محمد معمار یزدی در مجموعه گنجعلی‌خان کرمان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه مقالات همایش «کنکاشی در آثار و احوال معماران ایران‌زمین»، آثار استاد سلطان محمد معمار یزدی، در کتابی با نام گنج سلطان به کوشش مهدی مکی‌نژاد توسط مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن)، منتشر شد.

در مقدمۀ کتاب آمده است: ماهیت و محور اصلی مجموعه گنجعلی‌خان، تجاری و اقتصادی بوده و به این دلیل که کرمان در مسیر جاده تجارت با هند و چین قرار داشته، این مجموعه مورد حمایت کامل گنجعلی‌خان، حاکم کرمان، بوده است. آنچه در مجموعه گنجعلی‌خان خودنمایی می‌کند، امضای طراح و معمار آن است. تاکنون در هیچ بنایی این تعداد امضا با این مضمون دیده نشده و از این نظر نحوه و نوع جایگزینی امضاها، منحصر‌به‌فرد است و در نوع خود جای بحث از منظر اعتبار و عیار معمار دارد.

فرهنگستان هنر به‌منظور شناخت معماران ایران‌زمین، در قالب برنامه‌ای علمی و پژوهشی، در سال ۱۳۹۷ همایشی یک‌روزه در تهران برگزار کرد. حاصل این همایش، یک نمایشگاه و چندین سخنرانی بود که مجموعه مقالات ارائه‌شده در این همایش، در قالب کتابی با عنوان گنج سلطان به چاپ رسیده است.

کتاب گنج سلطان را مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) فرهنگستان هنر به صورت رنگی، در شمارگان هزار نسخه و در ۲۶۲ صفحه و با بهای ۸۰هزار تومان، منتشر کرده است. علاقه‌مندان برای تهیه این کتاب می‌توانند به نشانی خیابان ولیعصر، نرسیده به چهارراه طالقانی، شماره ۱۵۵۰، کتابفروشی فرهنگستان هنر، مراجعه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...