گنج سلطان؛ «مجموعه گنجعلی‌خان کرمان»، آثار استاد سلطان‌محمد معماریزدی منتشر شد.

آثار استاد محمد معمار یزدی در مجموعه گنجعلی‌خان کرمان

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، مجموعه مقالات همایش «کنکاشی در آثار و احوال معماران ایران‌زمین»، آثار استاد سلطان محمد معمار یزدی، در کتابی با نام گنج سلطان به کوشش مهدی مکی‌نژاد توسط مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن)، منتشر شد.

در مقدمۀ کتاب آمده است: ماهیت و محور اصلی مجموعه گنجعلی‌خان، تجاری و اقتصادی بوده و به این دلیل که کرمان در مسیر جاده تجارت با هند و چین قرار داشته، این مجموعه مورد حمایت کامل گنجعلی‌خان، حاکم کرمان، بوده است. آنچه در مجموعه گنجعلی‌خان خودنمایی می‌کند، امضای طراح و معمار آن است. تاکنون در هیچ بنایی این تعداد امضا با این مضمون دیده نشده و از این نظر نحوه و نوع جایگزینی امضاها، منحصر‌به‌فرد است و در نوع خود جای بحث از منظر اعتبار و عیار معمار دارد.

فرهنگستان هنر به‌منظور شناخت معماران ایران‌زمین، در قالب برنامه‌ای علمی و پژوهشی، در سال ۱۳۹۷ همایشی یک‌روزه در تهران برگزار کرد. حاصل این همایش، یک نمایشگاه و چندین سخنرانی بود که مجموعه مقالات ارائه‌شده در این همایش، در قالب کتابی با عنوان گنج سلطان به چاپ رسیده است.

کتاب گنج سلطان را مؤسسه تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری (متن) فرهنگستان هنر به صورت رنگی، در شمارگان هزار نسخه و در ۲۶۲ صفحه و با بهای ۸۰هزار تومان، منتشر کرده است. علاقه‌مندان برای تهیه این کتاب می‌توانند به نشانی خیابان ولیعصر، نرسیده به چهارراه طالقانی، شماره ۱۵۵۰، کتابفروشی فرهنگستان هنر، مراجعه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...