نمایشنامه «قابیل» [Cain] اثر لرد بایرون [George Gordon Byron] و ترجمه حسین قدسی توسط نشر نی منتشر شد.

قابیل» [Cain] اثر لرد بایرون [George Gordon Byron]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نمایشنامه «قابیل» در ۱۴۱ صفحه و بهای ۷۶ هزار تومان منتشر شده است.

جورج گوردون نوئل بایرون معروف به لرد بایرون شاعر انگلیسی (۱۷۸۸-۱۸۲۴) مشهور در تاریخ ادبیات جهان است. از جمله مشهورترین آثار او می‌توان به «سفر زیارتی چایلد هارولد»، «دون ژوان»، «ساعت‌های بطالت» و… اشاره کرد.

بایرون تراژدی قابیل را به سال ۱۸۲۱ نوشت، اما به سبب ملاحظات مذهبی چنان مورد لعن و طعن قرار گرفت که بایرون خود آن را «واترلوی من» نامید که اشاره به شکست آن بود و شاید برای جبران خشم مردم بود که در ۱۸۲۳ نمایشنامه آسمان و زمین Heaven and Earth را ساخت که از افسانه‌ی مذهبی پیوند فرشتگان و دختران آدمی الهام گرفته بود.

در بخشی از این اثر چنین آمده است:

_ کدام پاره‌ی نامیرا؟
بر من دانسته نیست.
درخت زندگی را نادانی پدرم از دسترس ما دور داشت،
و مادر شتابکارم میوه‌ی درخت دانش را بسی زود چید،
و میوه‌ای که مانده مرگ است!
_ فریبت داده‌اند. تو خواهی زیست.
_زنده می‌مانم، اما تا آن دم که بمیرم.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...