«کتاب سال تئاتر ایران ۱۳۸۵» به کوشش تقی اکبرزاده و زیر نظر مجید سرسنگی در زمینه تاریخ‌نگاری با گرایش سالنامه‌نگاری فعالیت‌های آفرینشی، پژوهشی و آموزشی تئاتر ایران منتشر شد.

کتاب سال تئاتر ایران ۱۳۸۵ تقی اکبرزاده

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب در ۷۳۲ صفحه و با بهای ۵۰ هزار تومان در انتشارات و پژوهش اداره‌کل هنرهای نمایشی (انتشارات نمایش) به چاپ رسیده است.

در معرفی روابط عمومی اداره کل هنرهای نمایشی از این کتاب عنوان شده است: تاکنون هیچ کتاب سالی درباره تئاتر ایران به زبان فارسی منتشر نشده است و «کتاب سال تئاتر ایران ۱۳۸۵» اولین کتاب سال تئاتر ایران با اطلاعاتی همچون فعالیت‌های نمایشی مراکز تئاتر ایران در سال ۱۳۸۵: ۵۴۸ مرکز اصلی و وابسته و اطلاعات فعالیت‌های آفرینشی، آموزشی و نگارشی نمایش: ۵۷۷۲ عنوان فعالیت نمایشی است.

این کتاب با نگاه توسعه‌محور به تئاتر ایران تدوین شده است و ساختار آن به‌گونه‌ای طراحی شده تا در تأمین اطلاعات بخش ایران نشریات چندگانه ITI کاربرد داشته باشد.

این کتاب محصول پژوهش‌های پیشینی است که فرآیند آماده‌سازی آن در سال‌های گذشته تدبیر شده بود و اکنون امکان چاپ آن فراهم شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...