دومین کتاب مستقل زهره صحت، عکاس شیرازی با نام «درباره آموزش عکاسی: ابزاری برای مدرسان عکاسی» [Teaching photography : tools for the imaging educator] از سوی نشر پرگار به بازار نشر آمد. ترجمه این کتاب بیش از سه سال به طول انجامید.

درباره آموزش عکاسی: ابزاری برای مدرسان عکاسی [Teaching photography : tools for the imaging educator]

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در فارس، در کتاب «ابزاری برای مدرسان عکاسی» سعی شده تا مباحثی گنجانده شود که به‌عنوان راهنما در روش تدریس برای مدرسان عکاسی قابل استفاده باشد.

پدیدآورندگان این کتاب نشان می‌دهند که چگونه می‌توانید با ارائه ایده‌ها و گفتگوهای الهام‌بخش به رشد دانش و توانایی هنرجویان در زمینه درک زیباشناسی، نقد و بررسی، و برنامه‌ریزی کمک و آنان را به جای توجه صرف به تکنیک به سمت اندیشیدن به چرایی و چگونگی پدیده‌ها هدایت کنید.

در ۱۴ فصل کتاب، مباحثی مثل تغییر مسیر و تغییر ذهنیت، یادگیری، اهداف یادگیری، کمک به فرایند یادگیری، چگونگی پاسخ دادن به سوالات، چگونگی بر طرف کردن انتظارات فرد در مراحل یادگیری، پرورش خلاقیت، درک و شناخت ماهیت مشکلات، راه حل‌ها و مأموریت‌ها، چگونگی بیان انتقاد، چگونگی سنجش آموزش، تست‌ها، نمره و ارزیابی، ابزار مورد نیاز برای حل مسئله، رویکرد مدل برای طراحی تمرین، ارزیابی سطح تحصیلات، محیط، برنامه ریزی و تغییر و… بیان شده است.

ترجمه این کتاب بیش از سه سال به طول انجامید که با همراهی اسماعیل عباسی و کیارنگ علایی ممکن شد. صفحه‌آرای این کتاب کورش شبگرد، ویراستاران، فروزنده دهقان و افشین لطفی، و طراح جلد آن نیز نسیم برجیان است.

زهره صحت در سال 1395 تجربه انتشار کتاب عکس «شیب تند عصر پنجشنبه» از سوی انتشارات آهنگ قلم را داشت که شامل اشعار و عکس‌های او در طول یک دهه فعالیت جدی در این دو حوزه بود.

مترجم کتاب «ابزاری برای مدرسان عکاسی» دارای کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی گرایش استراتژیک از دانشگاه علوم تحقیقات تهران و دارای لیسانس آسیب شناسی اجتماعی از دانشگاه بهزیستی فارس و کاردانی عکاسی خبری از دانشکده خبر شیراز است.

یادآور می‌شود، کتاب «ابزاری برای مدرسان عکاسی» نوشته «ریچارد. دی. زاکیا» و «گلن. ام.رند» [Garin Horner, Glenn Rand, and Jane Alden Stevens] شامل ١٤ فصل در٥٣٠ صفحه از سوی انتشارات کتاب پرگار چاپ شده و بهای آن 98 هزار تومان است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
سیمین جان، عزیز دلم، دختر سیاه‌سوخته شیرازی، چه بگویم؟ عمرم! جان من به لب آمد تا کاغذت رسید... سیمین جان، یک خریت کرده‌ام که ناچارم برایت بنویسم... هوای تو را بو کردم و در جست‌وجوی تو زیر همه درخت‌ها را گشتم ... همین‌طور گریه می‌کردم و هق‌هق‌کنان می‌رفتم... همین یک دسته کوچک مو کافی است... دانه دانه مرتب کرده‌ام و وسط آن را با یک نوار کوچک چسب روی یکی از عکس‌هایت چسبانده‌ام و بو می‌کنم. و راستی چه خوب بوی تو را دارد ...
گروهی از دانش‌آموزان انگلیسی هشت تا سیزده ساله... نخست می‌کوشند تا سازمان اجتماعی و سیاسی ثابتی برقرار کنند... بعد از آنکه ماده خوکی را به نحو وحشتناکی می‌کشند توتمی تأسیس می‌کنند... جزیره به صورت جهنمی درمی‌آید. شکارچیانِ ژولیده‌مو، با بدن نقاشی‌شده، مانند جنگجویان، مسلح به نیزه و تشنه‌ی خون... قصه قابل تفسیرهای مختلف (فرویدی، جامعه‌شناختی و مابعدالطبیعی) است ...
در آغاز دهه‌ی 60 انتشار یافت که خود شاهد جنبش فرهنگی نیرومندی بود: در امریکای شمالی، نخستین نسلی که با تلویزیون بزرگ شده بود، به سن رشد می‌رسید... گسترش فرهنگ کتاب اندیشه‌ی فردیت و ساختار اجتماعی دولت ملی را پدید آورد... با کشف الکتریسیته در مرحله‌ی چهارم تحول، جریان جایگزینی یک «کهکشان» تازه، با «کهکشان گوتنبرگ» آغاز می‌شود... نسل‌هایی که با تلویزیون و دیگر رسانه‌های نوین بزرگ شده‌اند، این توانایی را می‌یابند که آن یکپارچگی روانی جامعه‌ی قبیله‌ای را در «دهکده‌ی جهانی» برقرار سازند ...
مرد جوانی که همیشه در میان بومیان امریکایی زندگی کرده است... آنچه را می‌اندیشد ساده‌دلانه می‌گوید و آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد... داوری‌هایی به‌اصطلاح «ساده‌لوحانه» ولی آکنده از خردمندی بر زبانش جاری می‌شود... او را غسل تعمید می‌دهند... به مادر تعمیدی خود دل می‌بندد... یک کشیش یسوعی به او چنین تفهیم می‌کند که به هربهایی شده است، ولو به بهای شرافتش، باید او را از زندان رها سازد... پزشکان بر بالین او می‌شتابند و در نتیجه، او زودتر می‌میرد! ...
او کاملا در اختیار توست می‌توانی همه خوابها و خیالهایت را عملی کنی‌... او همان دکتری‌ است که سالها پیش در حکومت‌ دیکتاتوری نظامی، پائولینا را مورد شکنجه و تجاوز قرار داده است... بچه‌هاشان و نوه‌هاشان‌ می‌پرسند که‌ راست‌ است که‌ تو‌ این‌ کار را کرده‌ای و اتهام‌هایی که به‌ تو‌ می‌زنند راست است‌ و آنها مجبور می‌شوند دروغ بگویند... چگونه‌ می‌توان کشوری‌ را‌ التیام بخشید که از سرکوب، آسیب بسیار دیده و ترس از فاش سخن گفتن‌‌ بر‌ همه‌ جای آن سایه افکنده است؟ ...