نویسنده کتاب «دانش و بینش حقوقی شکسپیر» این مؤلف و ادیب اروپایی را فردی آشنا با حقوق روز آن دوران معرفی کرد و گفت: به تصویر کشیده شدن صحنه‌های دادگاه و جریان کامل محاکمات و بیان دفاعیه‌های مستدل از زبان شخصیت‌ها به ویژه در نمایشنامه «تاجر ونیزی» نشان‌دهنده آشنایی کامل شکسپیر با مسایل روز حقوقی آن زمان است.

محمدعلی نوری در گفت‌وگو با ایبنا، با اشاره به مباحثی نظیر فلسفه، سیاست، عرفان و تاریخ  در آثار شکسپیر اظهار داشت: مباحث حقوقی در آثار این نویسنده به دلیل پرداخت دقیق و موشکافانه از جایگاه ویژه‌ای برخوردارند که سبب ممتاز شدن شخصیت شکسپیر از دیگر نویسندگان هم‌عصر خود شده است.


وی به برخی آثار حقوقدانان نویسنده، در طول تاریخ اشاره کرد و گفت: این نویسندگان که آثار ادبی نظیر رمان را نگاشته اند، با وجود آگاهی داشتن از مسایل قضایی، هیچ‌گاه مانند شکسپیر نقشی برای موضوعات حقوقی در آثار خود در نظر نگرفته و به واکاوی آن نپرداخته‌اند.

نوری با بیان این که برخی از محققان، شکسپیر را حقوقدان می‌دانند، عنوان کرد: باید در نظر داشت که هر محققی از دیدگاه خودش به این نویسنده می‌نگرد، زیرا آثار وی از دیدگاه‌های عرفان، تراژدی، طنز، کمدی و تاریخ قابل بررسی‌اند، به گونه‌ای که برای تبیین گوشه‌هایی از تاریخ می‌توان به آثار وی مراجعه کرد.

وی بار دیگر آثار شکسپیر را ستود وادامه داد: تمامی آثار این نویسنده، رو به آینده‌ و حرف‌های بسیاری برای گفتن دارند، زیرا اکنون با گذشت زمانی طولانی از نوشته شدن نمایشنامه‌های او، شاهد اجرای آنها در مراکز معتبر تئاتر دنیا و استقبال از این نمایش‌هاییم.

این نویسنده با بیان این که بخشی از کتاب «دانش و بینش حقوقی شکسپیر» ترجمه از متن انگلیسی و بخشی نتیجه تحقیق خود اوست، درباره هدف از نوشتن آن، گفت: هر حقوقدانی هدف خاصی را در حرفه خود پیش می‌گیرد. به عنوان مثال برخی در زمینه‌های تخصصی مانند خانواده و حقوق خصوصی فعالیت می‌کنند و عده‌ای دیگر با هدف آشکار کردن جایگاه حقوق در آثار و شخصیت‌های نامدار جهان به پژوهش می‌پردازند.

وی با اشاره به هم‌طرازی شکسپیر با برخی ادیبان ایرانی، نظیر مولانا و سعدی، اظهار داشت: آثار فلسفی و ادبی مشاهیر ایرانی را می‌توان از دیدگاه عدالت‌پژوهانه بررسی کرد که این دیدگاه متفاوت از دیدگاه‌های علم حقوق است.

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...