کتاب «ذهن‌آگاهی حساس به تروما؛ تمرین‌هایی برای شفای ایمن و تحول‌بخش»[Trauma-sensitive mindfulness : practices for safe and transformative healing] نوشته دیوید ترلیون [David A. Treleaven] با ترجمه سحر طاهباز و امیرحسین ایمانی روانه بازار کتاب شد.

ذهن‌آگاهی حساس به تروما؛ تمرین‌هایی برای شفای ایمن و تحول‌بخش»[Trauma-sensitive mindfulness : practices for safe and transformative healing] نوشته دیوید ترلیون [David A. Treleaven]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات ارجمند، کتاب «ذهن‌آگاهی حساس به تروما؛ تمرین‌هایی برای شفای ایمن و تحول‌بخش» نوشته دیوید ترلیون را با ترجمه سحر طاهباز و امیرحسین ایمانی روانه بازار کتاب کرد.

این روزها ذهن‌آگاهی محبوبیت بسیاری پیدا کرده است. از مدارس و کلینیک‌ها گرفته تا زندان‌ها و محیط‌های تجاری، اینک ذهن‌آگاهی در طیف گسترده‌ای از محیط‌ها تمرین می‌شود و پژوهش‌ها از مزایای آن حمایت می‌کنند. با این حال، باور به این‌که ذهن‌آگاهی و مراقبه می‌تواند درمانی تمام‌وکمال برای موقعیت‌ها و مشکلات بی‌شماری از جمله تروما به حساب بیاید، عواقب ناخواسته‌ای به بار آورده است. همۀ ما دربارۀ مزایای مراقبه شنیده‌ایم و برای بسیاری از افرادی که به طور منظم به تمرین آن می‌پردازند این مزایا به واقعیت تبدیل شده‌اند. اما من فهمیده‌ام که افرادی که چنین تجربه‌ای نداشته‌اند، و در چنین حکایت و مسیری با دیگران شریک نیستند اغلب عمیقاً احساس شرم می‌کنند- به ویژه آنهایی که تجربۀ تروما داشته‌اند. آنها اغلب احساس می‌کنند که در مراقبه شکست خورده‌اند، اشتباهی کرده‌اند و یا عمیقاً و به شکلی جبران‌ناپذیر درهم شکسته‌اند. این کتاب نگاهی نظام‌مند نسبت به تروما در اختیار ما قرار می‌دهد. به این ترتیب که همزمان با مسیری که خود دیوید طی کرده، این کتاب ذهن‌آگاهی را از رنج مراقبه‌کنندگان مجزا- و سیستم عصبی هریک از آنها- به حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی که در تولید و تداوم تروما نقش دارند، بسط می‌دهد.

این کتاب در ۲۹۶ صفحه با قیمت ۵۹ هزار تومان در کتاب‌فروشی‌ها قابل دسترسی است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...