کتاب «قواعد فقه، بخش عمومی (سیاسی-اداری/ حقوق شهروندی) تالیف آیت‌الله سید مصطفی محقق ‌داماد منتشر شد.

قواعد فقه، بخش عمومی (سیاسی-اداری/ حقوق شهروندی) آیت‌الله سیدمصطفی محقق ‌داماد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که اثر آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق‌داماد، مجتهد، فقیه، حقوقدان و رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم است توسط نشر علوم انسانی منتشر شده است.

در معرفی «کتاب قواعد فقه، بخش عمومی» عنوان شده است: منظور از بخش عمومی فقه مباحثی است از قبیل فقه سیاسی، فقه روابط و حقوق شهروندی و نیز فقه اداری.

محقق ‌داماد درباره این کتاب نوشته است: کتاب «قواعد فقه، بخش عمومی» در این مجلد حاوی چند قاعده فقهی است که عبارتند از: قاعده نفی سبیل، قاعده رکون، قاعده الزام، قاعده طل (مسئولیت دولت در مقابل شهروندان)، قاعده وفای به عهد، و قاعده تقاص که این قواعد را فقه عمومی عنوان داده‌ایم. البته قواعد دیگری نیز وجود دارد که در آینده ارائه خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...