کتاب «قواعد فقه، بخش عمومی (سیاسی-اداری/ حقوق شهروندی) تالیف آیت‌الله سید مصطفی محقق ‌داماد منتشر شد.

قواعد فقه، بخش عمومی (سیاسی-اداری/ حقوق شهروندی) آیت‌الله سیدمصطفی محقق ‌داماد

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب که اثر آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق‌داماد، مجتهد، فقیه، حقوقدان و رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم است توسط نشر علوم انسانی منتشر شده است.

در معرفی «کتاب قواعد فقه، بخش عمومی» عنوان شده است: منظور از بخش عمومی فقه مباحثی است از قبیل فقه سیاسی، فقه روابط و حقوق شهروندی و نیز فقه اداری.

محقق ‌داماد درباره این کتاب نوشته است: کتاب «قواعد فقه، بخش عمومی» در این مجلد حاوی چند قاعده فقهی است که عبارتند از: قاعده نفی سبیل، قاعده رکون، قاعده الزام، قاعده طل (مسئولیت دولت در مقابل شهروندان)، قاعده وفای به عهد، و قاعده تقاص که این قواعد را فقه عمومی عنوان داده‌ایم. البته قواعد دیگری نیز وجود دارد که در آینده ارائه خواهد شد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...