کتاب «ماتریس ذهن» [The matrix of the mind : object relations and the psychoanalytic dialogue] کوششی است از جنس تاویل، دیدگاه‌های گوناگون روان کاوی به زبان‌های گوناگون که این روزها روانه بازار کتاب شده است.

ماتریس ذهن» [The matrix of the mind : object relations and the psychoanalytic dialogue] تامس آگدن [Thomas Ogden]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «ماتریس ذهن» روابط موضوعی و گفتگوی روانکاوانه اثر تامس آگدن [Thomas Ogden] و ترجمه علیرضا طهماسب و مجتبی جعفری به همت نشر نو با قیمت 90هزار تومان روانه بازار شده است.

تامس آگدن، روان‌کاو و جستارنویس و رمان‌نویس امریکایی از چهره‌های تابناک و تراز اول رویکرد «روابط موضوعی» است. تبار مفهوم روابط موضوعی مانند تمام مفاهیم اصلی روان‌کاوی به فروید بازمی‌گردد. نظریه‌ی روابط موضوعی گستره‌ای است از نظریه و درمان که از روان‌کاوان کلاینی گرفته تا روان‌کاوان مستقل، هر یک به نوبه‌ی خود به آن پرداخته‌اند. و در کل می‌توان مؤلفه‌های اصلی آن را در سه بخش خلاصه کرد: نخست، سپهر شخصی یا وجوه روانی آدم‌ها از «رابطه» ساخته می‌شود و در بستر ماتریسی از ارتباط تحول و تکامل می‌یابد. دوم اینکه نیاز به ارتباط حیاتی است و چیزی جای آن را نمی‌گیرد. و سرانجام آنکه، نظریه‌های روابط موضوعی با نظریه‌های بین شخصی یکی نیستند.

این کتاب یکی از متون مهم در زمینه‌ی روابط موضوعی است و نیز کتابی جذاب و بدیع که هم تحلیلگران و هم خوانندگانِ غیر متخصص می‌توانند از آن بهره‌ی لازم ببرند.

این کتاب کوششی است از جنس تاویل، دیدگاه‌های گوناگون روانکاوی به زبان‌های گوناگون می‌مانند. به رغم همپوشی گسترده محتوای معنایی متون در زبان‌های گوناگون، هر زبان معنیی را می‌آفریند که نمی‌توان آن را در زبان‌های ملفوظ و مکتوب دیگر خلق کرد. تاویل‌گر صرفا حامل منفعل اطلاعات از کسی به دیگری نیست، بلکه پاسدار و آفریننده فعال معنا و نیز بازیابنده معانی بیگانه با آدمی است. چنین است که شخص تاویلگر حافظ غنا و پیچیدگی گفتمان انسانی است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...