«روایت‌شناسی درام؛ نگاهی روایت‌شناسانه به ادبیات نمایشی ایران» نوشته پرستو محبی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، این کتاب که پایان‌نامه دکترا است در ۳۳۶ صفحه، با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۶۰هزار تومان توسط نشر جام زرین منتشر شده است. 

سابقه مطالعاتی، حرکت از سنت داستان‌گویی و نمایش سنتی به نمایشنامه مکتوب؛ بررسی نمایشنامه‌های بیضایی در دهه شصت، انتقال به جهان میمتیک و تنوع شیوه‌های روایتگری در درام دهه هفتاد، و روایت غیرطبیعی و تاکید بر روایت‌مندی در درام دهه هشتاد ایران بخش‌های مختلف این کتاب هستند.

در بخشی از مقدمه کتاب «روایت‌شناسی درام» آمده است: در این کتاب کوشیده شده است تا درام سه دهه اخیر ایران به‌عنوان بستری برای بازاندیشی در مفاهیم روایت‌شناسانه، عناصر روایی و شیوه‌های روایتگری به کار گرفته شود و آن به واسطه پلی برای ورود و پیاده‌سازی قاب روایت‌شناسی در بدنه درام استفاده شود. آن‌چه در حکم مناسبت و حتی ضرورت این تحقیق بینارشته‌ای به شمار می‌رود، زبان روایی و ساختار کلام‌محور درام ایران است که از بدو شکل‌گیری‌اش تمایلی به وضوح روایتگرانه، در مقابل ماهیت نمایشگرانه درام، بروز داده است. همچنین در این پژوهش کوشیده شده است که تنها تناظری یک‌به‌یک میان مباحث روایت‌شناسانه و درام در به‌کارگیری عناصر روایی مورد تامل و تحلیل واقع شود. همین‌جا باید اضافه کرد که غالب مطالعات روایت‌شناسی در حوزه درام به دست روایت‌شناسانی از حوزه ادبیات انجام گرفته است و نه حوزه درام. شاید به همین خاطر است که در مطالعات انجام‌گرفته به وسیله این افراد، زبان خاص درام در روایتگری و شیوه‌های به کار گرفتن عناصر روایی در درام کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...