نمایشنامه «سه خواهر» اثر چخوف با ترجمه مشترک سعید حمیدیان و کامران فانی هشتمین چاپ خود را در نشر قطره پشت‌سر گذاشت.

به گزارش ایبنا، نمایشنامه «سه‌خواهر» یکی از پنج نمایشنامه بلند آنتوان چخوف، نویسنده فقید روسی است. چخوف این نمایشنامه را در سال 1900 به رشته تحریر درآورد و این اثر در سال 1901 برای نخستین بار روی صحنه رفت.

این نمایشنامه که برخی از منتقدان آن‌را در زمره آثار ناتورالیستی به حساب می‌آورند، درباره پوسیدگی و نابودی تدریجی اشرافیت اواخر قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم روسیه است. این نمایشنامه شرحی بر زندگی و دل‌مشغولی‌های خانواده پروزروف است که از سه خواهر بنام‌های اولگا، ماشا و ایرینا و برادرشان آندره‌ئی تشکیل شده است. این خانواده از وضعیت موجود خود ناراضی است و چشم انداز آینده را تیره و تار و امیدهای خویش را برباد رفته می‌بیند.

سه خواهر این خانواده جوان، باسواد و تحصیل‌کرده و همچنین بسیار مبادی آداب هستند. اینان در مسکو بزرگ شده و رشد یافته‌اند، اما یازده سال است که در شهری کوچک واقع در یک ناحیه روستایی روسیه زندگی می‌کنند. شهر مسکو در این نمایشنامه نقش برجسته‌ای دارد؛ سه خواهر همواره به آن می اندیشند و پیوسته آرزو می‌کنند روزی به آن باز گردند. مسکو، شهری که آنان شادترین روزهای خود را در آن گذرانده‌اند، به‌نظر ایشان مظهر کمال است، اما با پیش رفتن جریانات نمایشنامه، این سه خواهر به تدریج از رویاهای خود فاصله می‌گیرند.

این نمایشنامه بارها در ایران و دیگر کشورها به روی صحنه رفته و همچنین ترجمه‌های متعددی نیز از آن صورت گرفته است. در ایران به جز سعید حمیدیان و کامران فانی، سروژ استپانیان و ناهید کاشی‌چی نیز این نمایشنامه را به فارسی ترجمه کرده‌اند.

چاپ هشتم «سه خواهر» را انتشارات قطره در 136 صفحه و بهای چهار هزار تومان منتشر کرده است. انتشارات جوانه طوس نیز امسال چاپ جدیدی از این نمایشنامه را با ترجمه ناهید کاشی‌چی در 92 صفحه و بهای دو هزار و 500 تومان روانه کتابفروشی‌ها کرده است.

همچنین کامران فانی ترجمه نمایشنامه «مرغ دریایی» و سعید حمیدیان نیز ترجمه نمایشنامه «ایوانف» از چخوف را در کارنامه کاری خود دارند.

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...