تیم مارشال [Tim Marshall] در کتاب «جبر جغرافیا؛ چگونه جغرافیا مسیر سیاست‌های جهانی را تعیین می‌کند!» با ارائه روشی تازه برای دیدن نقشه‌ها)، استراتژی‌های پیچیده ژئوپلیتیکی که جهان را شکل می‌دهد، توضیح می‌دهد.

تیم مارشال [Tim Marshall] در کتاب «جبر جغرافیا؛ چگونه جغرافیا مسیر سیاست‌های جهانی را تعیین می‌کند!»

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، انتشارات همان چاپ پنجم کتاب «جبر جغرافیا» نوشته تیموتی جان مارشال را با ترجمه مشترک فرهمر امیردوست و امیرحسین مهدی‌زاده منتشر کرد.

در «جبر جغرافیا»، یک روزنامه‌نگار از 10 نقشه از مناطق مهم برای توضیح استراتژی‌های ژئوپلیتیکی قدرت‌های جهان استفاده می‌کند که طرفداران جغرافیا، تاریخ و سیاست و (نقشه‌ها) شیفته آن می‌شوند.

نقشه‌ها نقش مهمی برای ما دارند. چه مربوط به دوران باستان، چه روی نسخه‌های کاغذ مخدوش شده و ایجاد شده توسط گوگل، نقشه‌ها چیزهایی را که می‌خواهیم بدانیم، به ما می‌گویند نه تنها درباره مکان فعلی ما یا جایی که می‌خواهیم برویم بلکه به طور کلی درباره جهان. با این حال، وقتی صحبت از سیاست جغرافیایی می‌شود، بخش اعظم آنچه به ما گفته می‌شود توسط تحلیلگران و متخصصان دیگری تولید شده است که از ارجاع دادن به نقشه موردنظر غفلت کرده‌اند.

همه رهبران ملل از نظر جغرافیایی محدود هستند. در یکی از بهترین کتاب‌های مربوط به ژئوپلیتیک که اکنون به روز شده و شامل تحولات ژئوپلیتیکی 2016 است، تیم مارشال روزنامه‌نگار، روسیه، چین، ایالات‌متحده، آمریکای لاتین، خاورمیانه، آفریقا، اروپا، ژاپن و کره را بررسی می‌کند و گرینلند و قطب شمال (هوای آنها، دریاها، کوه‌ها، رودخانه‌ها، بیابان‌ها و مرزها) برای فراهم کردن زمینه‌ای که غالبا از دست گزارش‌های سیاسی ما در می‌رود: چگونگی ویژگی‌های فیزیکی این کشورها بر نقاط قوت و آسیب‌پذیری آنها و تصمیم‌گیری‌های رهبران‌شان تأثیر می‌گذارد.

مارشال با ارائه روشی تازه برای دیدن نقشه‌ها (بررسی کتاب نیویورک تایمز)، استراتژی‌های پیچیده ژئوپلیتیکی که جهان را شکل می‌دهد، توضیح می‌دهد. چرا پوتین این‌قدر نسبت به کریمه وسواس دارد؟ چرا مقدر شده که ایالات‌متحده به یک ابرقدرت جهانی تبدیل شود؟ چرا پایگاه برق چین همچنان در حال گسترش است؟ چرا تبت قرار است استقلال خود را از دست بدهد؟ چرا اروپا هرگز متحد نخواهد شد؟ پاسخ‌ها جغرافیایی هستند. کتاب «جبر جغرافیا» در دنیای پیچیده‌تر، پر‌هرج و مرج و بهم پیوسته، آغازگر مختصر و مفیدی برای ژئوپلیتیک است و یک راهنمای مهم برای یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین کننده در امور جهان.

تیموتی جان مارشال (زاده 1 مه 1959) روزنامه‌نگار و نویسنده است که به دلیل تحلیلی که درباره تحولات در اخبار خارجی و دیپلماسی بین‌المللی دارد، مشهور است.

انتشارات همان کتاب «جبر جغرافیا؛ » نوشته تیموتی جان مارشال با ترجمه مشترک فرهمر امیردوست و امیرحسین مهدی‌زاده رادر 286 صفحه به بهای 155 هزار تومان به چاپ پنجم رساند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...