کتاب «پوشاک زنان در خاور نزدیک و خاورمیانه»  [Womens Costume of the Near and Middle East] تألیف جنیفر اسکرس [jennifer M. Scarce] با ترجمه مریم سربندی فراهانی به همت سازمان سمت و همکاری شورای تخصصی تحول و ارتقا علوم انسانی منتشر شد.

پوشاک زنان در خاور نزدیک و خاورمیانه»  [Womens Costume of the Near and Middle East] تألیف جنیفر اسکرس [jennifer M. Scarce]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «پوشاک زنان در خاور نزدیک و خاورمیانه» برای دانشجویان رشته طراحی پارچه و لباس در مقطع کارشناسی به عنوان منبع اصلی درس «تاریخ پوشاک جهان» به ارزش ۲ واحد ترجمه شده است.

در بخشی از مقدمۀ مترجم این اثر آمده است: پوشاک یکی از بارزترین مؤلفه‌های جهان متمدن و دربردارنده ابعاد اجتماعی، هنری، مذهبی و فرهنگی است. آشنایی با تاریخ لباس و سیر تحول پوشاک می‌تواند منظره‌های جدیدی را پیش روی پژوهشگران بگذارد و مفاهیم تازه ای را به طراحان لباس ارائه کند.

در این کتاب پوشاک در خاورمیانه و خاور نزدیک با محوریت پوشاک عثمانیان بررسی می‌شود. با توجه به وسعت قلمرو عثمانی، بررسی پوشاک این قلمرو و تأثیر آن بر مناطق مجاور می‌تواند آئینه تحولات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی باشد. به علاوه، به دلیل مجاورت این منطقه با کشور ایران و اختصاص بخشی مجزا برای مطالعه پوشاک ایرانی، این کتاب می‌تواند به یکی از منابع پژوهشگران برای پوشاک ایرانی تبدیل شود و راهگشای تحقیقات آتی باشد.

اهمیت این کتاب در بررسی پوشاک زنان است، زیرا با توجه به نبود نقش و فعالیت اجتماعی برای زنان و همچنین حضور آنان در حرمسراها، که موجب پنهان ساختن آنها از انظار عموم می‌شد، مطالعات درخور توجهی در این زمینه صورت نگرفته است. در این اثر با بررسی نقاشی‌ها، لباس‌های باقی مانده و سفرنامه‌های سیاحان اروپایی از لباس‌های زنان و سیر تحول آنها جمع بندی کلی صورت گرفته است.

تنوع مباحث مختلف هنری در این کتاب و لزوم اشراف بر موضوعاتی چون نساجی، گلدوزی، نقاشی و طراحی دوخت کار ترجمه را اندکی دشوار می‌کرد. با این حال، تکمیل ترجمه این اثر مرهون کتاب‌ها و پژوهش‌های نویسندگان توانمندی است که پیش از این در زمینه پوشاک قلم زده اند که بررسی عناوین و واژگان تخصصی پوشاک را برای مترجم تسهیل کرد.

مؤلف این اثر هم در مقدمه کتاب می‌نویسد: بحث پیشینه پوشاک در این کتاب دوره‌ای مملو از تحولات تاریخی و فرهنگی را در بر می‌گیرد که بیان توصیفات دقیق و ساده را دشوار می‌کند. در این مطالعه اصالت انواع لباس در آسیای مرکزی، پوشاک امپراتوری بیزانس، برای مطالعه تأثیر آن در سبک‌های عثمانی پس از سقوط قسطنطنیه و همچنین تحول پوشاک در خود ترکیه و شهرهای تحت سلطه اروپا و آسیا بررسی می‌شود تا میزان تأثیرپذیری و انطباق با سنتهای همسایگان نزدیکی چون ایران روشن شود. از آنجا که موضوع بحث بسیار گسترده است، در این مطالعه تنها بر پوشاک زنان مسلمان در مراکز شهری تمرکز شده است، زیرا آنها اکثریت جمعیت فرمانروایی آن زمان را تشکیل می‌دادند و فرهنگ پوشاک آنها بر پوشاک اقلیت‌های مسیحی و یهودی تأثیر می‌گذاشت. اگرچه بررسی دقیق نقش زنان در جامعه‌ای غالباً مسلمان، در اینجا ضرورتی ندارد، اما تصور محدودیت یکپارچه و قاطع نقش زنان به دلیل تفکیک آداب اندرونی و بیرونی نابجا و بی مورد است. البته، درحال حاضر، مستندات کافی برای ذکر ادعاهای کلی وجود ندارد. حتی نمی‌توان از میزان تفاوت زندگی مسلمانان با همسایگان مسیحی و یهودیشان اطمینان یافت.

کتاب «پوشاک زنان در خاور نزدیک و خاورمیانه» تألیف جنیفر اسکرس با ترجمه مریم سربندی فراهانی به همت سازمان سمت و همکاری شورای تخصصی تحول و ارتقا علوم انسانی به بهای ۳۰۰ هزار ریال منتشر شد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...