کتاب «برای عشق به میهن» [For Love of Country: An Essay on Patriotism and Nationalism] به قلم مائوریتسیو ویرولی [Maurizio Viroli] و ترجمه مهدی نصر‌اله‌زاده منتشر شد.

برای عشق به میهن» [For Love of Country: An Essay on Patriotism and Nationalism] مائوریتسیو ویرولی [Maurizio Viroli]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، کتاب «برای عشق به میهن» در 294صفحه رقعی و با قیمت 93هزار تومان از سوی نشر بیدگل منتشر شد.

ناشر در معرفی این کتاب نوشته است: بر این باور هستم که وطن‌پرستی سیاسی، به رغم آنکه به لحاظ نظری قابل دفاع است، فاقد زبانی از آن خویش است؛ به نظر نمی‌رسد که قادر باشد صدای خودش را متفاوت با تشویق‌های پرسروصدای ملی‌گرایانه معطوف به حب وطن و در عین حال به همان اندازه قدرتمند، ساز کند و به گوش برساند. گفتن متقاعدکننده این مطلب که میهن یعنی جمهوری . آزادی مشترک، اینکه عشق به جمهوری و آزادی مشترک نه مصداق شیدایی است و نه مصداق میلی حریصانه به تملک و تصاحب، بلکه عین شفقت و بخشندگی است، دشوار به نظر می‌رسد، آن‌قدر که می‌تواند از همان اول آدم را از گفتنش منصرف کند. ترکیب ویژه این آدم خاص، و نه عشق به طور عام، چگونه می‌تواند بیان گردد و ابراز شود؟ شخصا این پرسش را نمی‌دانم اما می‌دانم یگانه وطن‌پرستی‌ای که سزاوار بازیافتن و بازپس‌گرفتن از گذشته است، می‌باید آن وطن‌پرستی باشد که از شفقت و جمهوری سخن می‌گوید: این وطن‌پرستی باید یک وطن‌پرستی آزادی‌گرا یا وطن‌پرستی معطوف به آزادی باشد.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...