کتاب «کاپیتالیسم» [Capitalism] تالیف پل بولز [Paul Bowles] با ترجمه شیرین سادات صفوی و توسط نشر نی منتشر شد.

کاپیتالیسم» [Capitalism]  پل بولز [Paul Bowles]

به گزارش کتاب نیوز، پل بولز، استاد اقتصاد در دانشگاه بریتیش کلمبیای شمالی است. و  دارای مدرک دکترای در رشته‌ی اقتصاد. او یک اقتصاددان سیاسی تحصیل کرده است با دامنه‌ی علایق و تحقیقات مختلف و گسترده و بیش از ۳۰ سال است که در مورد چین و آسیا تحقیق می‌کند. از او مقالات زیادی در مورد اقتصاد سیاسی استراتژی توسعه چین و رشد جهانی این کشور منتشر شده است. 

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

کاپیتالیسم دیرپاترین سیستم اقتصادی عصر امروز است. درپی فروپاشی اتحاد شوروی، «سرمایه» عرصه‌ای بی‌رقیب پیش روی خود دیده و در هر گوشه‌ی عالم به رنگ و سیمایی خاص درآمده است. پل بولز، استاد اقتصاد و مطالعات بین‌الملل در دانشگاه نوردرن بریتیش کلمبیا، در این کتاب نخست مؤلفه‌های ثابت کاپیتالیسم را همراه با سیر تحولات آن در بستر زمان و مکان تبیین می‌کند و بعد ضمن طرح پرسشی اساسی درباره‌ی «طبیعی‌بودن» و «منصفانه‌بودن» این سیستم اقتصادی، پاسخی تأمل‌برانگیز به مسئله‌ی کاپیتالیسم جهانی می‌دهد. تحلیل نویسنده درباره‌ی بحران‌های اقتصادی جهان امروز و ساختار پیچیده‌ی اقتصاد چین، حاوی نکات بسیار ارزنده‌ای است.

«کاپیتالیسم» تالیف پل بولز در 270 صفحه و قیمت 86 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

فهم و تحلیل وضعیت فرهنگ در جامعه مصرفی... مربوط به دوران اخیر است، یعنی زاده مدرنیته متأخر، دورانی که با عناوین دیگری مثل جامعه پساصنعتی، جامعه مصرفی و غیره نامگذاری شده است... در یک سو گرایشی هست که معتقد است باید حساب دین را از فرهنگ جدا کرد و برای احیای «فرهنگ اصیل ایرانی» حتی باید آن را هر گونه «دین خویی» پالود؛ در سوی مقابل، اعتقاد بر این است که فرهنگ صبغه‌ای ارزشی و استعلایی دارد و هر خصلت یا ویژگی فرهنگیِ غیردینی را باید از دایره فرهنگ بیرون انداخت ...
وقتی می‌خواهم تسلیم شوم یا وقتی به تسلیم‌شدن فکر می‌کنم، به او فکر می‌کنم... یک جریان به‌ظاهر بی‌پایان از اقتباس‌ها است، که شامل حداقل ۱۷۰ اجرای مستقیم و غیرمستقیم روی صحنه نمایش است، از عالی تا مضحک... باعث می شود که بپرسیم، آیا من هم یک هیولا هستم؟... اکنون می‌فهمم خدابودن چه احساسی دارد!... مکالمه درست درمورد فرانکنشتاین بر ارتباط عمیق بین خلاقیت علمی و مسئولیت ما در قبال خود و یکدیگر متمرکز خواهد شد ...
همسایه و دوست هستند... یک نزاع به‌ظاهر جزیی بر سر تفنگی قدیمی... به یک تعقیب مادام‌العمر تبدیل می‌شود... بدون فرزند توصیف شده، اما یک خدمتکار دارد که به‌نظر می‌رسد خانه را اداره می‌کند و به‌طرز معجزه‌آسایی در اواخر داستان شامل چندین فرزند می‌شود... بقیه شهر از این واقعیت که دو ایوان درحال دعوا هستند شوکه شده‌اند و تلاشی برای آشتی انجام می‌شود... همه‌چیز به مضحک‌ترین راه‌هایی که قابل تصور است از هم می‌پاشد ...
یک ریسه «ت» پشت سر هم ردیف می‌کرد و حسابی آدم را تف‌کاری می‌کرد تا بگوید تقی... قصه‌ی نویسنده‌ی «سایه‌ها و شب دراز» است که مرده است و زنش حالا دست‌نویس پانصد ششصدصفحه‌ای آن داستان را می‌دهد به فرزند خلف آن نویسنده‌ی مرحوم... دیگر حس نمی‌کردم که داوود غفارزادگان به من نارو زده... عاشق شدم، دانشجو شدم، فعالیت سیاسی کردم، از دانشسرا اخراج شدم... آسمان ریسمان نمی‌بافد؛ غر می‌زند و شیرین تعریف می‌کند... ...
جهل به ماهیت درد باعث انواع نظریه‌پردازی‌ها و حتی گمانه‌زنی‌ها شده... دوگانه‌انگاری باعث شده آثار مربوط به درد غالباً یا صرفاً به جنبه‌ی فیزیکی بدن بپردازند یا فقط به بعد ذهنی-روانی... درد حتی سویه‌های فرهنگی هم دارد و فرهنگ‌های مختلف در تجربه‌ی درد و شدت و ضعف آن تأثیرگذارند... انسان فقط با درد خودش سروکار ندارد. او با درد دیگران هم مواجه می‌شود... سازوکار درمان نیز به همان اندازه اهمیت دارد؛ یعنی بررسی این مسئله که چگونه سازوکار درد متوقف می‌شود ...