هیچ یک از شایعات مربوط "به سوی سرنوشت" صحت ندارد و این کتاب توقیف نشده است.

آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به خبرنگار مهر که از وی در مورد "سرنوشت" کتاب "به سوی سرنوشت" و اظهار نظرهای متناقض در این‌باره پرسید، گفت: «هیچ یک از شایعات موجود، صحیح نیست و این کتاب به هیچ وجه توقیف نشده است.»

او در پاسخ به این سوال که گفته می شود تجدید چاپ کتاب منوط به اجازه و اصلاح موسسه تنظیم و نشر آثار امام (ره) شده است با تکذیب قاطع این مسئله اظهار داشت: «کتاب الان در بازار هست و چاپ جدید آن هم به زودی عرضه می‌شود.»

گفتنی است، دفتر نشر معارف انقلاب از سال 1374 تاکنون، خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی را در قالب کتاب‌های " دوران مبارزه (کارنامه و خاطرات 1357-1313) ، انقلاب و پیروزی ( 58-1357 )، انقلاب در بحران ( 1359) عبور از بحران ( 1360 )، پس از بحران ( 1361 )، آرامش و چالش ( 1362 ) و  "به سوی سرنوشت" ( 1363 ) را تدوین و به علاقه مندان تاریخ انقلاب اسلامی عرضه کرده است.

انتشار کتاب به "سوی سرنوشت" باعث بروز اظهارنظرهای متفاوتی شد و وزارت ارشاد، چاپ مجدد این کتاب را منوط به اجازه و تصحیح موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) دانسته بود.

پیش از بوکر او هرگز نتوانسته بود صرفا از طریق داستان‌هایش مخارج زندگیش را تامین کند... تنها در بریتانیا ۸۰۰ هزار نسخه فروخته... برنده شدن در این جایزه به یک نوع «تاج‌گذاری» تبدیل شده است... هر سال مجموعه جدیدی از داوران انتخاب می‌شوند... برخی از ناشران نیز رزومه داوران را موشکافی می‌کنند و آثار پیشنهادی را مطابق سلیقه آنها ارائه می‌دهند... برنده شدن بسیاری را تبدیل به نویسندگانی مضطرب می‌کند ...
حکومتی که بنیادش بر تمایز و تبعیض میان شهروندان شکل گرفته است به همان همبستگی اجتماعی نیم‌بند هم لطمات فراوانی وارد می‌کند... «دولت صالحان» همان ارز زبان‌بسته را به نورچشمی‌ها، یا صالحان رده پایین‌تر، اهدا می‌کند... مشکل ایران حتی مقامات فاسد و اصولا فساد نیست. فساد خود نتیجه حکمرانی فشل، نبود آزادی و اقتصاد دولتی است... به فکر کارگران و پابرهنگان و کوخ‌نشینانید؟‌ سلمنا! تورم را مهار کنید که دمار از روزگار همان طبقه درآورده است، وگرنه کاخ‌نشینان که کیف‌شان با تورم کوک می‌شود ...
عشقش او را ترک کرده؛ پدرش دوست ندارد او را ببیند و خودش هم از خودش بیزار است... نسلی که نمی‌تواند بی‌خیال آرمان‌زدگی و شعار باشد... نسلی معلق بین زمین ‌و هوا... دوست دارند قربانی باشند... گذشته‌ای ساخته‌اند برای خودشان از تحقیرها، نبودن‌ها و نداشتن‌ها... سعی کرده زهر و زشتی صحنه‌های اروتیک را بگیرد و به جایش تصاویر طبیعی و بکر از انسان امروز و عشق رقم بزند... ...
دو زن و یک مرد همدیگر را، پس از مرگ، در دوزخ می‌یابند... همجنس‌بازی است که دوستش را به نومیدی کشانده و او خودکشی کرده است... مبارز صلح‌طلبی است که به مسلکِ خود خیانت کرده است... بچه‌ای را که از فاسقش پیدا کرده در آب افکنده و باعث خودکشی فاسقش شده... دژخیم در واقع «هریک از ما برای آن دو نفرِ دیگر است»... دلبری می‌کند اما همدمی این دو هم دوام نمی‌آورد... در باز می‌شود، ولی هیچ‌کدام از آنها توانایی ترک اتاق را ندارد ...
«سم‌پاشی انسان‌ها» برای نجات از آفت‌های ایدئولوژیک اجتناب‌ناپذیر است... مانع ابراز مخالفتِ مخالفین آنها هم نمی‌شویم... در سکانس بعد معلوم می‌شود که منظور از «ابراز مخالفت»، چماق‌کشی‌ و منظور از عناصر سالم و «پادزهرها» نیز «لباس‌شخصی‌ها»ی خودسر!... وقتی قدرت در یک حکومت، مقدس و الهی جلوه داده شد؛ صاحبان قدرت، نمایندگان خدا و مجری اوامر اویند و لذا اصولا دیگر امکانی! برای «سوءاستفاده» باقی نمی‌ماند ...