چاپ هشتم کتاب «استادان و نااستادانم» نوشته عبدالحسین آذرنگ توسط نشر جهان کتاب منتشر شد.

استادان و نااستادانم عبدالحسین آذرنگ

به گزارش کتاب نیوز ، عبدالحسین آذرنگ، نویسنده، پژوهش‌گر، مترجم، ویراستار، مدرس، دانشنامه‌نگار، عضو شورای علمی دانشنامه‌ی ایران است.

از آذرنگ بیش از ۷۰ کتاب تألیفی و ترجمه‌ای و چند صد مقاله منتشر شده‌است؛ جدا از مقاله‌های بسیاری که برای دانشنامه‌های مختلف نوشته و از این دسته ۶۰ مقاله در کتاب شصت چهره از میان قاجاریان ومعاصران انتشار یافته‌است. از میان کتاب‌های او ۱۶ کتاب درباره‌ی مباحث نظری و مسائل نشر کتاب و ویرایش است. او نشر را موثرترین شاخه‌ی تولید فرهنگی می‌داند و برای آن نقش فرهنگ‌آفرین و تمدن‌ساز قائل است. ویرایش را، بر خلاف برداشت‌های رایج، شاخه‌ای از ادبیات ندانسته، آن را در قلمرو علم ارتباطات جای داده و بر نقش آن از دیدگاه ارتباطی و انتقال پیام تأکید ورزیده‌است. به لحاظ کثرت و وسعت دامنه‌ی نوشته‌هایش در زمینه‌ی نشر و ویرایش به او «نظریه‌پرداز حوزه‌ی نشر و ویرایش» لقب داده‌اند. آذرنگ همچنین در گردآوری و تدوین چندین کتاب همکاری و بر انتشار شماری از آثار هم نظارت داشته‌است. تأکید اصلی یادداشت‌های روزانه‌ی در دست تدوین او بر مسائل و رویدادهای فرهنگی است.

ناشر در معرفی این اثر وی آوده است:

این کتاب برای کسانی نوشته شده است که دغدغه‌ی آموزاندن و آموختن دارند. عشق به آموختن را چه کسانی و چگونه در دل‌هایی بر می‌افروزند؟ میل به آموختن را چه کسانی و چگونه در دل‌هایی می‌میرانند؟ مرز میان استادی و نااستادی کجاست؟ آیا اگر ما استادان دیگری می‌داشتیم، یا تأثیرگذارانی که علاقه‌های عمیق و استعدادهای ما را درمی‌یافتند و ما را به مسیرهای خودمـان سوق می‌دادند، اکنون همان بودیم که هستیم؟ آموزش‌گران راستین، انگیزش‌گران راستین‌اند؛ آن‌ها کاشف، هدایـت‌گر، الهام‌بـخش و نیرودهنـده‌ی انگیزه‌هـایی هستند کـه سرچشمه‌ی همه‌ی آفریـنش‌ها، ره‌گشایی‌ها، و ساختن‌هاست.»

استادان و نااستادانم روایتی انتقادی است از تجربه‌های شخصی نویسنده از نظام‌ها و روابط آموزشی در ایران (از گذشته تاکنون) و همچنین خارج از ایران. هم شامل محیط‌های آموزشی رسمی چون دبستان و دبیرستان و دانشگاه می‌شود و هم شامل محیط‌های دیگری که رابطه‌ی استاد و شاگردی در عرصه‌های مختلف دانش و حرفه و هنر و ... در آن‌ها جریان دارد. نویسنده تجربه‌ی سپری کردن دوره‌ی خدمت سربازی خود را با همان نگاه دقیق و موشکاف حلّاجی می‌کند که دوره‌ی کارآموزی در مؤسسه‌هایی مانند فرانکلین و مایکروسافت یا تدریس خود در دانشگاه را. و البته در بیان همه‌ی این‌ها، موضوع اصلی، آموختن و آموزش دادن است.

نویسنده در این کتاب قصد خاطره‌‌گویی ندارد، با این حال چون محور بحث، تجربه‌های شخصی وی است، خواه‌ ناخواه این اثر را گونه‌ای «خاطرات فرهنگی» می‌یابیم که با نثری بسیار زنده، گیرا و دلپذیر نگاشته شده است و در صفحاتی حتی به داستان پهلو می‌زند.

در این کتاب، با تجربه‌های شخصی و دست اول نویسنـده‌ای آشنا می‌شویم که با زبانی ساده و بی‌پـرده از کسانی سخن می‌گوید کـه راه می‌گشودند، و کسانی کـه بن‌بست می‌ساختند. شریک شدن در این تجربه‌ها شاید راهی به سوی شناختن بهتر این واقعیت باز کند که مسیرهای آینده در گرو گشوده شدن انواع راه‌هاست. خواندن این کتاب برای آموزگاران، استادان، دانشجویان، ... و همه‌ی کسانی که با آموختن و آموزش دادن سر و کار دارند سودمند و راهگشاست.

چاپ هشتم استادان و نااستادانم اثر عبدالحسین آذرنگ با قیمت 40 هزار تومان در 182 صفحه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...