کتاب «مطالعات فرهنگی، میدان کوانتوم و روش پساکیفی» نوشته حامد طاهری کیا به همت نشر لوگوس منتشر شد.

مطالعات فرهنگی، میدان کوانتوم و روش پساکیفی» نوشته حامد طاهری کیا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، با ورود به قرن بیست‌ویکم، دانشمندان علوم انسانی و انسان‌شناسی به خلق پرداخت‌های نظری دربارۀ رویکرد هستی-معرفت‌شناسی فیزیک کوانتومی در مباحث مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی علاقمند شدند که از مهمترین بخش‌های آن معرفی و تولید مباحث روش پساکیفی بوده است. بدین ترتیب، بر پایۀ منابع روزِ این حوزه، کتاب حاضر مجموعه‌ای از مفاهیم کلیدی را که از مطالعات فرهنگی و فیزیک کوانتوم بر می‌آید شرح و تحلیل می‌کند و سپس میدان پژوهش را به‌مثابه میدان کوانتوم به‌شیوه‌ای تبیین می‌نماید که برآیند آن معرفی و شناخت روش پساکیفی است.

کتاب حاضر تلاشی است برای معرفی سویه‌های هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی درگیر شدن علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی با فیزیک کوانتوم و بیرون آمدن سویه‌های انتقادی برای فهم جهان در قرن بیست‌ویکم. این کتاب برای پژوهشگران حوزۀ علوم اجتماعی، انسان‌شناسی، و مطالعات فرهنگی جالب توجه خواهد بود.

حامد طاهری کیا فارغ‌التحصیل کارشناسی عکاسی از دانشگاه هنر و کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی از دانشگاه علم و فرهنگ است. سپس، ایشان موفق به دریافت مدرک دکترا در رشتۀ سیاست‌گذاری فرهنگی از پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری شد و به عضویت هیئت علمی پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی در آمد.

کتاب مطالعات فرهنگی، میدان کوانتوم و روش پساکیفی نوشته حامد طاهری کیا به همت نشر لوگوس به بهای ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...