مجموعه‌ هفت جلدی «موجودات حال‌به‌هم‌زن» نوشته الیس گراول با ترجمه نسترن فتحی توسط نشر چشمه منتشر شد.

به گزارش مهر، الیس گراول نویسنده ۴۲ ساله کانادایی ادبیات کودک و نوجوان است که محتوای بیشتر داستان‌هایش درباره شخصیت‌های حواس‌پرت است. او علاوه بر داستان‌نویسی، تصویرگری هم می‌کند که به‌همین دلیل در سال ۲۰۱۲ برنده جایزه دولتی ژنرال در فرانسه شد. او علاوه بر نوشتن کتاب‌های «موجودات حال‌به‌هم‌زن» آن‌ها را تصویرگری هم کرده است.

این نویسنده همیشه عاشق موجودات کوچک و حال‌به‌هم‌زن است. در سه و نیم سالگی انجمن دفاع از موجودات حال‌به‌هم‌زن را تاسیس کرد و خودش رئیس و تنها عضو آن بود. این روزها هم که بزرگ شده اگر با موش‌داری یا مراقبت از حلزون‌ها سرگرم نباشد، برای بچه‌ها کتاب‌های عجیب و غریب می‌نویسد یا تصویرگری می‌کند.

اولین کتاب مجموعه، «مگس» است که این‌گونه معرفی می‌شود: «او یک سطل‌آشغال متحرک است… و خیلی هم حال‌به‌هم‌زن! استعداد ویژه: راه رفتن روی سقف. غذای مورد علاقه: آشغال. حال به‌هم‌زن؟ بله، ولی بامزه هم هست!»

حال‌به‌هم‌زن بعدی، «کرم» است. کرم‌ها ۱۲۰ میلیون سال است که روی زمین زندگی می‌کنند و حال‌به‌هم‌زن هم هستند. استعداد ویژه این موجودات در بازیافت مواد زائد در طبیعت و غذای مورد علاقه‌شان گیاهان پوسیده است. الیس گراول درباره کرم‌ها می‌گوید: حال‌به‌هم‌زن؟ بله، ولی باحال هم هست!

«موش» سومین موجود حال‌به‌هم‌زنی است که الیس گراول درباره‌اش کتاب نوشته است؛ هم خیلی باهوش است هم خیلی حال‌به‌هم‌زن! استعداد ویژه‌اش در این است که ورزشکار درجه یک است و منحصربه‌فرد بودنش هم دندان‌های خیلی بزرگش هستند.

چهارمین کتاب، «حلزون» است. گراول می‌گوید حلزون‌های بی‌صدف مثل حلزون هستند با این‌تفاوت که صدف ندارند… آن‌ها خیلی حال‌به‌هم‌زن هستند. استعداد ویژه‌شان در تبدیل پسماند طبیعت و ویژگی منحصربه‌فردشان هم جمع‌شدن شاخک‌هایشان است. آن‌ها حال‌به‌هم‌زن ولی بامزه هستند.

«خیلی کوچک‌اند… و خیلی هم حال‌به‌هم‌زن… استعداد ویژه: شبیه تارزان کوچولو این‌طرف و آن‌طرف تاب می‌خورند. ویژگی منحصر به فرد: بدن شفاف. حال به‌هم‌زن؟ بله، ولی باحال هم هست.» این هم ویژگی‌های پنجمین گروه موجودات حال‌به‌هم‌زن است که نویسنده مجموعه مورد نظر در کتاب «شپش» به آن‌ها پرداخته است.

خیلی مفید و خیلی حال‌به‌هم‌زن بودن هم ویژگی «عنکبوت» است که در کتاب ششم مجموعه به آن پرداخته شده است. عنکبوت‌ها استعداد ویژه‌ای در بافتن دارند و غذای مورد علاقه‌شان هم بقیه موجودات حال‌به‌هم‌زن است. در عین‌حال بامزه هم هستند.

«وزغ» هفتمین عنوان مجموعه «موجودات حال‌به‌هم‌زن» است. وزغ برای محیط‌زیست مفید و البته حال‌به‌هم‌زن است. استعداد ویژه‌ای خوردن پوست خودش و غذای مورد علاقه‌اش هم حشرات و کرم‌ها هستند. ویژگی منحصربه‌فردشان هم زگیل است. آن‌ها حال‌به‌هم‌زن و بامزه هستند.

در قسمتی از کتاب «وزغ» می‌خوانیم:

بیش‌تر از ۵۰۰۰ نوع وزغ و قورباغه وجود دارد. بعضی از آن‌ها در آب زندگی می‌کنند، بعضی‌ها روی درخت، و بعضی‌ها روی زمین.
وزغ، قورباغه‌ای است که روی زمین زندگی می‌کند. پوست خشک‌تر، پاهای کوتاه‌تر و بدن درشت‌تری دارد.

هرکدام از کتاب‌های این مجموعه به‌صورت مصور رنگی، با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۱۴ هزار تومان منتشر شده‌اند.

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...