«بهای حقیقت: چگونه پول بر هنجارهای علم تأثیر می‌گذارد؟» [The price of truth : how money affects the norms of science] به قلم دیوید بنجامین رسنیک  [David B Resnik] و با ترجمه طالب جابری منتشر شد.

بهای حقیقت: چگونه پول بر هنجارهای علم تأثیر می‌گذارد؟»  [The price of truth : how money affects the norms of science] دیوید بنجامین رسنیک  [David B Resnik]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این کتاب که ترجمه فارسی آن برای نخستین بار منتشر می‌شود، از مجموعه «اخلاق عملی و حرفه‌ای» انتشارات دانشگاه آکسفورد است.

رسنیک که آثار متعددی در زمینه اخلاق علمی به چاپ رسانده، در این اثر می‌کوشد به مقوله روابط مالی و اقتصادی حاکم بر هنجارهای تولید علم بپردازد. این نویسنده در مقدمه «بهای حقیقت» علم را به مثابه یک «کسب‌وکار» تلقی می‌کند که به اعتقاد او، «مانند هر کسب‌وکار دیگری تحت تأثیر نیروهای اقتصادی و منافع مالی قرار دارد.»

رسنیک در فصل نخست کتاب خود مقدمه‌ای را درباره اقتصاد علم مدرن مطرح می‌سازد و در فصل‌های بعدی به مبانی بحث خود با محوریت هنجارهای علم و عینیت علمی می‌پردازد. پول و هنجارهای علم، تضاد منافع، مالکیت فکری، انتشار اثر و تأمین بودجه پژوهش از جمله عناوینی است که در فصل‌های مختلف بهای حقیقت، توجه نویسنده را جلب کرده است. رسنیک در پایان با توجه به مباحث مطرح‌شده، توصیه‌هایی را در راستای بهبود مدیریت پیوند میان پژوهش علمی و منافع اقتصادی مطرح کرده است.

رسنیک نویسنده آثار متعددی از جمله «اخلاق سلامت محیط‌زیست»، «اخلاق علم»، «انجام مسئولانه پژوهش»، «اخلاق پژوهش روی سوژه‌های انسانی» و «سیاست بازی با علم» است. ترجمه «اخلاق علم» این نویسنده پیش از این توسط دفتر نشر معارف (وابسته به نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها) منتشر شده است.

بهای حقیقت در چارچوب مجموعه «اخلاق حرفه‌ای» سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی منتشر می‌شود. از این مجموعه پیش‌تر آثاری همچون «اخلاق در فناوری شبیه سازی انسان»، «اخلاق تدریس»، «سایه‌نویسی و اخلاق اصالت» و «به سوی دانشگاه فضیلتمند» منتشر شده است.

این اثر با ترجمه روان طالب جابری روانه بازار نشر شده است. از این مترجم پیش‌تر آثار دیگری نظیر «هستی و زبان در اندیشۀ هایدگر»، «جهان و زبان در اندیشه ویتگنشتاین»، «اصل بنیاد» و «مبانی علم حساب: پژوهشی منطقی-ریاضیاتی درباره مفهوم عدد» به چاپ رسیده است.

کتاب بهای حقیقت در ۳۸۵ صفحه و ۹ فصل در قطع وزیری توسط سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی با قیمت ۶۵۰ هزار ریال منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

پرسش اصلی رمان صرفاً این نیست که آیا آرمان‌ها شکست خورده‌اند یا نه.پرسش عمیق‌تر این است: انسان پس از شکست آرمان‌ها چگونه می‌تواند همچنان معنا و هویت خود را حفظ کند؟... پاسخی که ابراهیم برمی‌گزیند، نه پیروزی است و نه تسلیم. او راهی دیگر را انتخاب می‌کند: پذیرفتن شکست تاریخی، بدون آنکه به خیانت، گریز از واقعیت یا انکار زندگی پناه ببرد ...
گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...