کتاب «سینما و رسانه‌های جنگی آمریکا» [American war cinema and media since Vietnam] می‌گوید که پس از ۵۳ سال از سخنرانی هشدارآمیز آیزنهاور درباره تشکیل کنسرسیوم نظامی و صنعتی و به خطر افتادن دموکراسی در آمریکا، اینک آن ائتلاف به شکل کامل‌تری ایجاد شده است.

سینما و رسانه‌های جنگی آمریکا» [American war cinema and media since Vietnam]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از فارس، کتاب «سینما و رسانه‌های جنگی آمریکا بعد از جنگ ویتنام سیاست، ایدئولوژی و طبقه» به تازگی از سوی دانشگاه مفید به چاپ دوم رسیده است؛ کتابی که پاتریشیا کیتون و پیترشکنر آن را نوشته و فواد ایزدی و علیرضا ثمودی آن را به زبان فارسی ترجمه کرده‌اند.

چنان‌که مترجم اثر می‌نویسد، در چند دهه گذشته و به ویژه پس از پایان جنگ ویتنام، ارتش آمریکا جای پای محکمی برای خود در ساختارهای فرهنگی این کشور دست و پا کرده است. هم‌اکنون یک ائتلاف واقعی میان هالیوود، پنتاگون، بازی‌های ویدئویی جنگی و صنعت اسلحه‌سازی در آمریکا به وجود آمده است.

این چهار ضلع تشکیل‌دهنده این ائتلاف برای یکدیگر سودآوری قابل توجهی دارند و از یکدیگر حمایت ایدئولوژیکی به عمل می‌آورند. در این میان، هیچ یک از ژانرهای سینمایی دیگر به اندازه ژانر فیلم‌های جنگی نمی‌تواند تضادهای موجود در جامعه آمریکا از جمله انگاره‌هایی همچون طبقه اجتماعی، سیاست، ایدئولوژی اجتماعی و اقتصادی را تبیین کند.

نویسندگان کتاب «سینما و رسانه‌های جنگی آمریکا» تلاش کرده‌اند تا در این اثر خود به وجود ارتباط‌های مالی گسترده پنتاگون با شرکت‌های تولیدکننده بازی‌های جنگی اشاره کنند. به عنوان نمونه، آن‌ها به این موضوع توجه دارند که پنتاگون در سال ۲۰۱۰ قراردادهایی را با شرکت‌های تولیدکننده بازی‌های ویدئویی امضا کرد تا از این راه، نسلی از بازی‌کنندگان را جذب ارتش کنند. یا پس از حوادث ۱۱ سپتامبر، سازندگان بازی‌هایی همچون «فراخوان خدمت» یا «مدال افتخار» تلاش می‌کنند تا عملیات‌های نیورهای ویژه آمریکا در سراسر جهان را به تصویر بکشند.

یکی از نکات قابل توجه در این کتاب، اشاره به آخرین سخنرانی آیزنهاور (از رؤسای جمهور آمریکا) در ۱۷ ژانویه ۱۹۶۷ و هشدار وی در خصوص شکل‌گیری کنسرسیوم نظامی و صنعتی و به خطر افتادن فرآیندهای دموکراتیک در آمریکاست. نویسندگان کتاب به این موضوع اشاره می‌کنند که با گذشت بیش از ۵۰ سال از این سخنرانی مهم، هم‌اکنون چهارپایه دیگر به این کنسرسیوم اضافه شده است: صنعت سرگرم‌کننده فیلم‌ها، تلویزیون و بازی‌های ویدئویی، کنگره، صنعت اسلحه‌سازی داخلی و ظهور اتاق‌های فکر که بیش‌تر محافظه‌کار هستند.

کتاب «سینما و رسانه‌های جنگی آمریکا» می‌کوشد این موضوع را که هر رخداد جنگی در جهان با بازیگری آمریکا، با پشتوانه فرهنگی و پیوست رسانه‌ای همراه است، در دو بخش و 9 فصل نشان دهد.

این کتاب، اولین بار در سال ۹۷ منتشر شد و با وجود محتوای نسبتاً سخت‌خوان آن و حجم بالای کتاب، در زمستان ۹۸ به چاپ دوم رسید. کتاب «سینما و رسانه‌های جنگی آمریکا» در ۵۰۲ صفحه و شمارگان ۳۰۰ نسخه، با قیمت ۵۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...