کتاب «فرقه اهل حق؛ ریشه یابی اعتقادات و تطبیق آن با شیعه امامیه» نوشته حجت الاسلام علی گودرزی به همت مجمع فعالان فرق ادیان اقوام و مذاهب (مفام) منتشر شد.

فرقه اهل حق؛ ریشه یابی اعتقادات و تطبیق آن با شیعه امامیه» نوشته حجت الاسلام علی گودرزی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب فرقه اهل حق؛ ریشه یابی اعتقادات و تطبیق آن با شیعه امامیه نوشته حجت الاسلام علی گودرزی دبیر کتاب سال فرق ادیان اقوام و مذاهب با همت مجمع فعالان فرق ادیان اقوام و مذاهب (مفام) و با حمایت موسسه فرق و ادیان چاپ و منتشر شده است.

در بخشی از این کتاب آمده است: شیعه امامیه و فرقه اهل حق دارای اشتراکات و افتراقاتی هستند. اشتراکات فرقه اهل حق با شیعه امامیه باعث شده است برخی محققین این فرقه را یکی از فرق تشیع و برخی دیگر شیعه مستضعف بنامند و برخی دیگر به دلیل کثرت افتراقات، حکم به خروج از تشیع و حتی حکم به خروج از اسلام را برای اتباعِ این فرقه را صادر نمایند.

افتراقات و اشتراکات میان ادیان مذاهب و فرق مختلف از دیرباز تاکنون مورد بحث بحث و بررسی محققین بوده است تا آنجا که برخی محققین با توجه به اشتراکات بسیار، فرقه ای را منشعب از جریانی دانسته‌اند و با توجه به افتراقات، برخی را منفک از جریانی دیگر دانسته‌اند.

بررسی افتراقات و اشتراکات به ما این امکان را می دهد که میزان انتصاب یک فرقه به مذهب دیگر را مورد واکاوی علمی دقیق قرار دهیم و اگر اشتراکاتی مشاهده شد بررسی نمایید و آیا این اشتراکات نشانه انشعاب از آن مذهب است یا خیر؟

در این پژوهش سه اصل اعتقادی توحید نبوت و امامت مورد بحث و واکاوی قرار گرفته است که ابتدا این سه است از نگاه شیعه امامیه و فرقه اهل حق تعریف می شود و در نهایت به افتراقات و اشتراکات این دو اشاره و در مورد آنها نتیجه گیری می گردد.

سعی نگارنده بر این است که پیش داوری نکرده و مطالب را بدون حب و بغض بیان تا خروجی علمی و قابل قبول از آن گرفته شود.

در این پژوهش به این سوال جواب داده شده است که آیا فرقه اهل حق منشعب از شیعه امامیه است یا اینکه خودش دارای اصول و مبانی مجزایی است و نمی‌توان اهل حق را فرقه ای از شیعه امامیه قلمداد نمود

این تحقیق شامل چهار بخش می باشد بخش اول مفاهیم و کلیات است. این بخش کلیات پژوهش مانند بیان مسئله اهمیت موضوع پرسش‌های تحقیق فرضیه ها و پیشینه پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است

بخش دوم مباحث توحید در این بخش اصل اعتقادی توحید از دیدگاه شیعه امامیه و فرقه اهل حق بیان و سپس اشتراکات آنها تبیین و بعد از آن افتراقات مورد بحث و بررسی قرار گرفته است

بحث سوم مباحث نبوت در این بخش اصل اعتقادی نبوت از دیدگاه شیعه امامیه و فرقه اهل حق بیان و سپس اشتراکات آنها تبیین و بعد از آن اختراعات مورد بحث و بررسی قرار گرفته است

بخش چهارم مباحث امامت در این بخش اصل اعتقادی امامت از دیدگاه شیعه امامیه و فرقه اهل حق و یان و سپس اشتراکات آنها بررسی و بعد از آن افتراقات مورد واکاوی قرار گرفته است

لازم به ذکر است در ضمن تمامی بخش ها به ریشه های اعتقادی فرقه اهل حق اشاره شده است.

کتاب فرقه اهل حق؛ ریشه یابی اعتقادات و تطبیق آن با شیعه امامیه نوشته حجت الاسلام علی گودرزی دبیر کتاب سال فرق ادیان اقوام و مذاهب با همت مجمع فعالان فرق ادیان اقوام و مذاهب (مفام) و با حمایت موسسه فرق و ادیان چاپ و منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...