دومین چاپ کتاب «دولت و سیاست اجتماعی در ایران» نوشته معصومه قاراخانی توسط انتشارات آگه منتشر شد.

دولت و سیاست اجتماعی در ایران معصومه قاراخانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، انتشارات آگه دومین چاپ کتاب «دولت و سیاست اجتماعی در ایران» نوشته معصومه قاراخانی را با شمارگان ۲۲۰ نسخه، ۲۰۸ صفحه و بهای ۴۷ هزار تومان منتشر کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۹۸ با شمارگان ۵۵۰ نسخه و بهای ۳۲ هزار تومان منتشر شده بود.

سیاست‌های اجتماعی با تامین رفاه و تحقق عدالت اجتماعی، نقش «ملات اجتماعی» را داشته و یکی از ابزارهای پیوند میان دولت و ملت هستند. سیاست اجتماعی در طیف گسترده‌ای از رژیم‌های سیاسی از اقتدارگرا تا دموکراتیک تجربه شده است و تنها محدود به دولت‌های رفاه نیست.

اما کتاب «دولت و سیاست اجتماعی در ایران» حاصل مطالعه‌ای پیشرو در حوزه‌ سیاست اجتماعی در ایران است. در این کتاب بجز پرداختن به دانش مفهومی سیاست اجتماعی، تحلیلی علمی از سیاست اجتماعی در ایران ارائه می‌دهد.

نویسنده از سویی ادبیات نظری و پژوهشی تحلیل سیاست اجتماعی را مرور می‌کند و از سوی دیگر، با گشودن دریچه‌ای به سیاست‌های آموزش و سلامت و مسکن (سه کارویژه‌ اصلی دولت) تصویری تجربی از روند سیاست اجتماعی در ایران ارائه می‌دهد. بدین‌ترتیب، این اثر هم به کار پژوهشگران علاقه‌مند به این حوزه‌ کاربردی می‌آید و هم می‌تواند به‌منزله‌ الگویی تحلیلی در حوزه‌ سیاست اجتماعی برای آموزش دانشجویان در مقاطع تحصیلات تکمیلی استفاده شود.

معصومه قاراخانی دکترای جامعه شناسی دارد و هم‌اکنون عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...