آنچه می‌خوانید برش‌هایی از کتاب «پایان تک صدایی»ست که 14 گفت‌وگو با شخصیت‌های موثر نظام درباره تلویزیون خصوصی ست:

ارثیه‌ی پهلوی
انحصار در صداوسیما یک رویه تاریخی است، نه تئوریک و نه ایدئولوژیک. چیزی را که از رژیم شاه به ارث برده‌ایم، حفظ کرده‌ایم؛ مانند سازمان مدیریت و سربازی اجباری.

دکتر حسام‌الدین آشنا
...

فروپاشی حتمی است!
باری بوزان در مکتب کپنهاگ که به حوزه امنیت ملی می‌پردازد، معتقد است هرچه شرایط را امنیتی‌تر کنیم، جز اینکه ضدامنیتی شود، نتیجه‌ای ندارد. حتی اگر با نگاه امنیتی هم به موضوع فرهنگ نگاه کنیم، تکثر بهتر است...
یکی از علت‌های فروپاشی شوروی این بود که بر خلاف امریکا که هزینه فناوری نظامی را با تجاری کردن آن بازگشت می‌داد، هزینه نظامی شوروی باز نمی‌گشت و در نهایت کم آورد. تا کی می‌توانیم هزینه بدون بازگشت برای کنترل انجام دهیم. این راه کره شمالی است، با این تفاوت که جامعه ما مثل کره شمالی نیست و با جهان ارتباط دارد و نمی‌شود مثل کره شمالی اداره شود. عقل اقتضا می‌کند مسیر را عوض کنیم و به سمت تکثر برویم.

دکتر حسین انتظامی
...

دریافت مجوز برای فاکس!
درباره ویدئو و فاکس هم همین تجربه را داشتیم. برای فاکس باید مجوز می‌گرفتیم، اما فناوری خود را به ما تحمیل کرد.

دکتر محسن اسماعیلی

...

ممنوع نیست
آیت‌الله خامنه‌ای از امام سئوال کرد، ممکن است پخش برخی برنامه‌ها مفسده داشته باشد، امام پاسخ داد، نگاه نکنند. اگر ذاتاً گناه است، نباید پخش شود، ولی اگر ذاتاً گناه نیست و ممکن است برای بعضی مفسده داشته باشد، ممنوع نیست. رادیو و تلویزیون خصوصی هم از این قسم است.

آیت‌الله محمد سروش محلاتی

پایان تک صدایی
پایان تک صدایی | فواد صادقی | 272 صفحه
هم اکنون این کتاب را از اینجا بخرید
برای خرید تلفنی این کتاب تماس بگیرید با 33355577 - 021 و یا تلگرام 09370770303
همین حالا بخوانید: دانلود نسخه الکترونیک این کتاب.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...