مجموعه‌مقاله «امپراتوری‌های بیزانس و ساسانی؛ دو قدرت جهانی در کشاکش جنگ و همزیستی» [Rom und das Perserreich: zwei Weltmächte zwischen konfrontation und koexistenz] اثر انگلبرت وینتر [Winter, Engelbert] و بئاته دیگناس [Beate Dignas] با ترجمه جواد سیداشرف توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

امپراتوری‌های بیزانس و ساسانی؛ دو قدرت جهانی در کشاکش جنگ و همزیستی» [Rom und das Perserreich: zwei Weltmächte zwischen konfrontation und koexistenz] اثر انگلبرت وینتر [Winter, Engelbert] و بئاته دیگناس [Beate Dignas]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۰۱ توسط آکادمی ورلاگ در برلین منتشر شده است. اولین‌ترجمه‌اش نیز سال ۱۳۸۷ با عنوان «روم و ایران دو قدرت جهانی در کشاکش و همزیستی» توسط کیکاووس جهانداری و در انتشارات فرزان روز منتشر شد. در همین‌زمینه انتشارات ققنوس سال گذشته هم کتاب مجموعه‌مقالات «شاهنشاهی پارتیان و ساسانیان متقدم» با گردآوری وستا سرخوش، الیزابت پندلتون، میشائیل آلرام و تورج دریایی، را با ترجمه مهناز بابایی منتشر کرد.

با برآمدن ساسانیان، امپراتوری بیزانس با رقیبی تازه‌نفس روبه‌رو شد که در سیاست هوشیار، در اقتصاد توانا و کارآمد و در عرصه نظامی نیرومند و خطرناک بود و قدرت‌خواهی و توسعه‌طلبی‌اش رومشرقی را به بسیج همه نیروهایش و به‌کارگیری هرچه در توان داشت وادار کرد. فقط چند دهه پس از تأسیس این امپراتوری نوپارسی به دست ساسانیان در سال ٢٢٤ میلادی، هر دو طرف یکدیگر را در مقام قدرت‌هایی بزرگ و مستقل به رسمیت شناختند و میان فرمانروایانشان رابطه‌ای برقرار شد که اساس آن پذیرش برابری و همسنگیِ هر دو طرف بود.

کتاب «امپراتوری‌های بیزانس و ساسانی» نه‌تنها درباره روابط روم و ساسانیان است، بلکه نقش و اهمیت ساسانیان را در تاریخ شرق دنیای کهن نیز کندوکاو می‌کند. تاریخ روم شرقی از سده سوم میلادی به بعد به‌شدت تحت تأثیر روابطش با همسایه شرقی یعنی ایران ساسانی بوده است؛ دیدگاهی که بر چیرگی و برتری روم در عصر باستان تأکید دارد.

کتاب پیش‌رو ۳ بخش اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «درآمدی بر تاریخ روابط ایران و روم»، «منابع و شواهد تاریخی» و «پیوست».

در بخش اول، پس از «پیشگفتار: درگیری میان غرب و شرق در گذر تاریخ»، دو مقاله با این‌عناوین چاپ شده است: «روابط روم و ایران تا آغاز سده سوم میلادی» و «مروری بر روابط متقابل روم و امپراتوری ساسانی».

دومین‌بخش کتاب هم ۷ مقاله را با این‌عناوین در بر می‌گیرد: «اهداف سیاست خارجی ساسانیان»، «درگیری‌های نظامی»، «راه‌حل‌ها و توافقات دیپلماتیک»، «سیاست قدرت‌های بزرگ در برابر عرب‌ها»، «منافع مشترک _ علل درگیری‌های پیوسته و بی‌پایان»، «سیاست دینی قدرت‌های بزرگ _ مسیحیت و دین زردشتی» و «مبادله اطلاعات میان غرب و شرق».

در بخش «پیوست» هم مخاطب کتاب با این‌عناوین روبروست: کتابنامه، نام و سال‌های فرمانروایی شاهان ساسانی، گاهشمار، واژه‌نامه، فهرست منابع ترجمه‌شده، نمایه.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

تلاش بهرام دوم برای کنار آمدن با روم و برقراری روابط براساس حسن همجواری با این‌رقیب نشان می‌دهد که این شاه ساسانی در درون کشور با مشکلات سیاسی بسیار سختی روبه‌رو بوده است. بهرام افزون بر درگیری با برادرش هرمز، که با یاری برخی اقوام شرقی مانند سکاها و کوشانی‌ها علیه فرمانروای قانونی کشور سر به شورش برداشته بود، با خطر نفوذ و قدرت روزافزون کرتید هیربد زردشتی نیز روبه‌رو بود. کرتیر، که روند ترقی و قدرت‌گیری‌اش از دوره شاپور اول آغاز شده بود، در سال‌های سلطنت بهرام دوم به اوج قدرت رسید و نفوذ شدیدی بر این شاه ساسانی داشت. شاه با سیاست کرتیر که هدف آن نابود کردن همه ادیان غیرزردشتی در امپراتوری ساسانی بود موافقت کرد. سیاست بهرام دوم مبنی بر اعطای قدرت بیشتر و اختیارات گسترده‌تر به روحانیت زردشتی نشان‌دهنده تلاش او در جهت تحکیم وحدت «ملی» و تثبیت موقعیت خود اوست. در این‌ سال‌هاست که پایه‌های سیاست پیوند میان سلطنت و دین زردشتی، که در تاریخ ساسانیان اهمیت درجه اول دارد، گذاشته شد. افزایش و گسترش روزافزون قدرت کرتیر هیربد که را «ستون و رهبر جنبش [مذهبی]» نامیده‌اند - قدرتی که توانست در برابر قدرت دولتی روزبه‌روز استقلال بیشتری پیدا کند - نشانه‌ای از ناتوانی سیاسی شاه ساسانی است و نشان می‌دهد که چرا بهرام در برابر دیوکلتیانوس نرمش نشان داد و حاضر به مذاکره با او شد. از این تاریخ به بعد سیاست دینی نیز در روابط خارجی و سیاست خارجی جاری میان دو قدرت بزرگ نقشی به عهده گرفت و روز به روز بر اهمیت آن افزوده شد.

این‌کتاب با ۳۰۳ صفحه مصور، شمارگان ۷۷۰ نسخه و قیمت ۱۱۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...