کتاب «نکبت: فلسطین، سال ۱۹۸۴ و دعاوی حافظه» [Nakba: Palestine, 1948, and the claims of memory] نوشته احمد سعدی[Sa'di, Ahmad H] و لیلا ابولقود [Abu-Lughod, Lila] با ترجمه احمد نادری و محسن منجی منتشر شده است.

نکبت: فلسطین، سال ۱۹۸۴ و دعاوی حافظه» [Nakba: Palestine, 1948, and the claims of memory] نوشته احمد سعدی[Sa'di, Ahmad H] و لیلا ابولقود [Abu-Lughod, Lila]

به گزارش ایسنا، این کتاب در ۴۹۱ صفحه با شمارگان هزار نسخه و قیمت ۳۷هزار تومان توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است.

«مکان‌های حافظه»، «وجوه حافظه» و «نقصان حافظه» سه بخش اصلی کتاب «نکبت: فلسطین، سال ۱۹۸۴ و دعاوی حافظه» است.

همچنین در نوشته پشت‌جلد کتاب آمده است: با گذشت قریب به هشت دهه از اشغال فلسطین، چگونه هنوز این واقعه زنده است و نسل‌های جدید با چه فرایند ذهنی با آن ارتباط برقرار می‌کنند؟ چگونه است که نسل‌هایی که هیچ‌گاه سرزمین مادری را ندیده‌اند، این‌گونه قلب‌های‌شان برای آن می‌تپد و خود و هویت‌شان را با آن بازیابی می‌کنند؟ کتاب حاضر با رویکردی انسان‌شناختی می‌کوشد به این سوالات پاسخ دهد و فرایند این ادراک ذهنی - فرهنگی را بازشناسی کند.

................ هر روز با کتاب ...............

از داستانی که عمه‌ الیزابت موعظه‌گو، برایش نقل کرده الهام گرفته... نجاری سخت‌کوش است که هتی سورلِ زیبا و خودخواه را دوست دارد... مالک جوان دختر را ترک می‌کند و او با اینکه آدام را دوست ندارد، حاضر می‌شود زن او شود... خانه را ترک می‌کند و بچه را از بین می‌برد... محکوم به اعدام می‌شود... زیبایی جسمانی‌اش طبق اصول اخلاقی «پاک‌دینان» به منزله‌ی دامی است که شیطان نهاده ...
جامعه ما و خاورمیانه معاصر پر هستند از پدیده‌های ناهم‌زمان در یک زمان. پر از تناقص. فقط طنز می‌تواند از پس چنین ناهنجاری و تناقصی برآید... نمی‌خواهم با اعصاب مخاطب داستان بازی کنم و ادای «من خیلی می‌فهمم» و «تو هم اگر راست می‌گویی داستان من را بفهم» دربیاورم... داستان فرصتی برای ایستادن و در خود ماندن ندارد ...
شهری با حداقل فضاهای عمومی... مسیر این توسعه چیزی غیر از رفاه مردم است... پول و کسب سود بیشتر مبنای مناسبات است... به کانون پولشویی در خاورمیانه بدل شده و همزمان نقش پناهگاهی امن را برای مهم‌ترین گانگسترها و تروریست‌های منطقه بازی کرد... در این ترکیب دموکراسی محلی از اعراب ندارد و با تبدیل شدن شهروندان به مشتری و تقلیل آزادی به آزادی مصرف... به شهری نابرابرتر، آلوده‌تر و زشت‌تر بدل شده است ...
در فرودگاه بروكسل براى اولين‌بار با زنى زیبا از رواندا، آشنا می‌شود... اين رابطه بدون پروا و دور از تصور «مانند دو حیوان گرسنه» به پيش می‌رود... امیدوار است که آگاته را نجات دهد و با او به اروپا فرار کند... آگاهانه از فساد نزديكانش چشم‌پوشى مى‌كند... سوییسی‌ها هوتوها را بر توتسی‌ها ترجیح دادند... رواندا به‌عنوان «سوییس آفریقا» مورد ستایش قرار گرفت... یکى از خدمه را به‌خاطر دزدى دوچرخه‌اش به قتل می‌رساند ...
قاعده پنجاه‌ نفر بیش‌تر وعده نگیرین... خرج و مخارج شب هفت رو بدین خونه سالمندان... سر شام گریه نکنین. غذا رو به مردم زهر نکنین... آبروداری کنین بچه‌ها، نه با اسراف با آداب... سفره از صفای میزبان خرم می‌شه، نه از مرصع پلو… اینم خودش یه وصلته... انقدر بهم نزدیک بود مثل پلک چشم، که نمی‌دیدمش ...