«اسناد سردار» مجموعه اختصاصی مهندس همایون پورسردار، از اسناد و مدارک حسین خان و حسن خان سردار قاجار قزوین - سرداران ایران دوست و همرزم عباس میرزای قاجار- منتشر شد.

«اسناد سردار» مجموعه اختصاصی مهندس همایون پورسردار،

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا، «اسناد سردار» مجموعه اختصاصی مهندس همایون پورسردار، از اسناد و مدارک حسین خان و حسن خان سردار قاجار قزوین - سرداران ایران دوست و همرزم عباس میرزای قاجار- به کوشش عنایت الله مجیدی و گلنار کریمی توسط انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی) چاپ و منتشر شد.

اوائل حکومت سلسله قاجار و به‌ویژه دوره جنگ‌های ایران و روس با وجود اهمیت قابل توجه در تاریخ ایران و جهان هنوز چنان که باید شناخته نیست و بررسی ابعاد و زوایای گوناگون آن ادوار می‌تواند در توضیح و تبیین روابط ایران با قدرت‌های بزرگ جهانی و شرایط داخلی از هر نظر مفید باشد. باید اذعان کرد که تا شناسایی مآخذ و اسناد و مدارک آن دوره هنوز راهی طولانی در پیش است و تا تأمین و حصول شرایط علمی برای تحقیق در باب این دوره، همچنان در فضایی تاریک و مبهم و وهم‌آلود گام‌ بر‌می‌داریم. گذشته از اسناد و مدارک و مآخذ دولتی و بین‌المللی، اهمیت اسناد خانوادگی هم بر پژوهشگران پوشیده نیست و در جای خود، در تکمیل آگاهی‌ها نقش بسزا خواهد داشت.

«اسناد سردار» مجموعه‌ای اختصاصی است متعلق به مهندس همایون پورسردار، از بازماندگان خاندانی بزرگ و ایران‌دوست، که آن را همراه کتابخانه ارزشمند خود به مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی) اهداء کردند. آقای مهندس پورسردار طی سالیان دراز، با عشق و علاقۀ خاص، این اسناد را از این گوشه و آن گوشه، گردآورده و این مجموعه را از گزند حوادث روزگار نگاه داشته است. این اسناد بر بخشی از تاریخ سرزمین ما روشنی می‌تاباند و انتشار آن، می تواند کمترین حدّ حقگزاری نسبت به اهداء کنندۀ بزرگوار تلقّی شود.

حسین‌خان سردار قاجار قزوین و برادرش حسن‌خان سردار معروف به سارواصلان (شیرزرد) دو همدل و همرزم و ایران دوست بودند که در دوره‌ای از تاریخ میهن ما نقش چشمگیر داشتند. این دو سردار دلیر و جانباز، عمر خویش را، دوشادوش عباس میرزای قاجار در دفاع از ایران به سر آوردند.

در پاره‌ای از تحقیقات، احوال حسین‌خان و حسن‌خان سردار قاجار قزوین که آنها را به سبب اقامت طولانی در ایروان (۱۲۱۹-۱۲۴۳ق)، با شهرت «سردار ایروانی» هم می شناسند، با خاندان دیگری، در همین زمان، با نسبت قاجار و القاب و مناصب مشابه، درهم آمیخته‌اند؛ درحالی که مشی سیاسی و کوشش در راه حفظ حدود و ثغور ایران، در این دو خاندان، بسیار متفاوت بوده است. چندان که می توان گفت آمیختگی احوال ایشان، موجب جفا به مرتبت وطن دوستی و خلوص دو سردار قاجار قزوین شده است، زیرا محمدخان زیاد اوغلی قاجار سردار ایروانی (وفات: ۱۲۵۵ق) و فرزندش محمد حسن‌خان سردار ایروانی یا خان‌باباخان (وفات: ۱۲٧1ق) در قضیه ایروان، با روس‌ها دلبستگی‌هایی داشته و آن دولت را به تصرف ایروان تشویق می‌کرده‌اند.

اسناد حاضر، نکات چشمگیری را روشن می کنند: نخست اینکه پدر حسین‌خان و حسن‌خان سردار قاجار قزوین، بی گمان بهرام (بایرام) قلی بیگ قاجار بود، نه محمدخان قاجار ایروانی فرزند حسن‌علی‌خان قاجار زیادلوی ایروانی. موضوع دیگر، نام فرزندان دو خاندان است که به سبب همان اشتباه نخست، موجب آمیختگی در شرح احوال آنان شده است ، موضوع سوم، موقوفات و برخی کارهای نیک دو خاندان است: موقوفات حسین‌خان و حسن‌خان سردار منحصر به قزوین، ایروان و کربلا بود، اما خاندان دوم (محمدخان و فرزندش) را به قنات سردار (= آب‌سردار)، باغ سردار . و حمام سردار در تهران می‌شناسند که به دست محمد‌خان ایروانی و پسرش محمدحسن‌خان سردار ایروانی خان باباخان ساخته شد، نه حسین‌خان و حسن‌خان سردار و این موضوع، تاکنون در نظر برخی پژوهشگران در هاله‌ای از ابهام بوده است . موضوع دیگر، حاکمیت محمد حسن‌خان سردار ایروانی پسر محمدخان ایروانی بر کرمان است که به اشتباه تصور می‌رفت مقصود، حسن‌خان سردار قاجار قزوین فرزند بهرام‌قلی‌بیگ بوده است.

چنین به نظر می رسد که حسین‌خان و حسن‌خان سردار، شرحی از احوال خود‌ ننوشتند، یا دست کم تاکنون چنین سندی به دست نیامده است. با این همه، شماری از محققان، با تکیه بر منابع دورۀ قاجاری، شرحی از احوال و فعالیت های آن دو به دست داده اند، همچون محمدعلی بامداد، سید محمد علی گلریز، پرویز ورجاوند، سیدمحمد دبیرسیاقی، تقی افشاری و مریم ارجح.

«اسناد سردار» شامل 76 سنداست که در 370 صفحه توسط انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در 200 نسخه به چاپ رسیده است.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...