کتاب «فلسفه سیاسی فون هایک»  [Hayek on Liberty‬] نوشته جان گری [John Gray] با ترجمه خشایار دیهیمی توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

فلسفه سیاسی فون هایک»  [Hayek on Liberty‬] نوشته جان گری [John Gray]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، این‌کتاب یکی از عناوین مجموعه «کتابخانه فلسفه سیاسی» است که این‌ناشر چاپ می‌کند. نسخه اصلی این‌ترجمه سال ۱۹۹۸ توسط انتشارات راتلج منتشر شده است.

فریدریش فون هایک، یکی از نظریه‌پردازان اجتماعی قرن بیستم است که در نوشته‌های خود به برخی از دشوارترین و هولناک‌ترین مسائل قرن گذشته پرداخت و تلاش کردن آن‌ها را تشریح و روشن کند. این‌کار را هم در چارچوب اندیشه‌هایی به انجام رساند که متفکران کلاسیک لیبرال پایه‌هایش را گذاشته‌اند.

جان گری در مقدمه‌ای که سال ۱۹۸۴ برای این‌کتاب نوشته، می‌گوید گرچه جایگاه فعلی هایک در اندیشه اقتصادی قرن بیستم، بی‌چون و چراست اما فلسفه عمومی‌اش را هنوز باید بیش از این‌ها و همان‌قدر که شایستگی دارد، مورد توجه قرار داد. به این‌ترتیب یکی از مضامین اصلی کتابی که گری نوشته، این است که آثار هایک نظامی از اندیشه‌ها را به وجود می‌آورند که همان‌قدر بلندپروازانه‌اند که نظام اندیشه‌های میل و مارکس و در عین حال، نظام اندیشه‌های هایک بسیار کمتر از نظام اندیشه‌های میل و مارکس، مقابل نقدها آسیب‌پذیر و شکننده است. علتش هم این است که این‌نظام فکری مبتنی بر دیدگاه فلسفی قابل دفاعی در مورد دامنه و حدود عقل بشری است.

کتاب «فلسفه سیاسی فون هایک» شش‌فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «نظام اندیشه‌های هایک»، «اندیشه نظم اجتماعی خودانگیخته»، «قانون آزادی»، «نظریه اقتصادی و سیاست عمومی [دولت]»، «برخی تفاوتها و همانندیها» و «ارزیابی و نقد».

جان گری سال ۹۸ برای چاپ سوم این‌کتاب که ترجمه فارسی پیش‌رو از آن انجام شده،‌ اشاره کرده که تلاش کرده در ویراست سوم کتاب، با رجوع به تحولات و وقایع تاریخی پس از ۱۹۸۴ (یعنی چاپ اول) و همچنین با نشان‌دادن این‌که تا چه‌حد اندیشه‌های هایک با مسائل پایدار فلسفه سیاسی لیبرال جور است، آن را ارزیابی کند. بنابراین ویراست جدید کتاب و بعدالتحریریش هم تغییرات فکری نویسنده و تغییراتی را که در کل جهان رخ داده، منعکس می‌کند.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

حتی اگر بتوان این ایراد را با هر ترفندی رفع و دفع کرد، و برای نیازها و شایستگیها تعیّن و توافق‌پذیریِ بیشتری قائل شد، باز نقد ویرانگری بر توزیع براساس چنین معیارهایی وارد است، و آن نقد این است که چنین توزیعی همخوانی میان پاداش و خدمات ارائه‌شده را که یگانه ضامنِ کارآیی اقتصادی است از میان می‌برد. هرچه باشد، پزشکی نالایق ممکن است محتاجتر و شایسته‌تر از پزشکی لایق باشد، اما ما باز فکر می‌کنیم که مزد و پاداش هریک را باید متناسب با ارزش خدماتی که به بیمارانشان ارائه می‌دهند معیّن کرد و پرداخت. اصل پاداش دادن به افراد برحسب ارزش خدماتی که به دیگران ارائه می‌دهند، در صورتی که ورود به هر شغلی آزاد باشد، آشکارا نشان می‌دهد که یگانه اصل عدالت که باید در مورد توزیع در جامعه‌ای آزاد جاری شود اصل عدالت مبادله‌ای است.

کوشش برای تحمیل کردن سلسله‌مراتبی از اهداف و مقاصد است، نوعی رتبه‌بندی ارزشها و قواعد داوری که ناظر به وزن و قدر نیازها و شایستگیهای رقیبی است که در مورد آن هیچ اجماعی در جامعه وجود ندارد و دلیلی هم ندارد که فرض کنیم اصلا چنین اجماعی می‌تواند به دست آید. بنابراین، چون این مفاهیم توزیعی با طرحها و الگوهایی که افراد درافکنده‌اند تداخل می‌یابند، هایک بدرستی می‌گوید که اندیشه‌های مدرنِ عدالت اجتماعی تهدیدی برای نظم آزاد هستند و می‌خواهند این نظم را به نظمی توتالیتری دگرگون کنند.

این‌کتاب با ۲۴۸ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

انگیزه رضا از «سوار کردن» رویا اساساً رابطه جنسی نبود... می‌فهمیم که رضا مبلغ هنگفتی به رویا پرداخته و او را برای مدت یک ماه «کرایه» کرده... آن‌چه دستگیر خواننده می‌شود خشم و خشونت هولناکی است که رضا در بازجویی از رویا از خود نشان می‌دهد... وقتی فرمانده او را تحت فشار بیشتر قرار می‌دهد، رضا اقرار می‌کند که اطلاعات را منشی گردان به او داده... بیش از آن‌که برایش یک معشوقه باشد، یک مادر است ...
مأموران پلیس‌ نیمه‌شب وارد آپارتمان او شدند... در 28‌سالگی به مرگ با جوخه آتش محکوم شد... نیاز مُبرم به پول دغدغه ذهنی همیشگی شخصیت‌ها است... آدم بی‌کس‌وکاری که نفْسِ حیات را وظیفه طاقت‌فرسایی می‌داند. او عصبی، بی‌قرار، بدگمان، معذب، و ناتوان از مکالمه‌‌ای معقول است... زندگی را باید زیست، نه اینکه با رؤیابینی گذراند... خفّت و خواری او صرفا شمایل‌نگاری گیرایی از تباهی تدریجی یک مرد است ...
اگرچه زندان نقطه‌ی توقفی چهارساله در مسیر نویسندگی‌اش گذاشت اما هاول شور نوشتن را در خود زنده نگه داشت و پس از آزادی با قدرت مضاعفی به سراغ‌اش رفت... بورژوا زیستن در کشوری کمونیست موهبتی است که به او مجال دیدن دنیا از پایین را بخشیده است... نویسندگی از منظر او راهی است که شتاب و مطلق‌گرایی را برنمی‌تابد... اسیر سرخوردگی‌ها نمی‌شود و خطر طرد و شماتت مخاطبین را می‌پذیرد ...
تمام دکترهای خوب یا اعدام شده‌اند یا تبعید! دکتر خوب در مسکو نداریم... رهبر بزرگ با کالبدی بی جان و شلواری خیس در گوشه ای افتاده است... اعضای کمیته‌ی رهبری حزب مخصوصا «نیکیتا خروشچف» و «بریا» رئیس پلیس مخفی در حال دسیسه چینی برای جانشینی و یارگیری و زیرآب‌زنی... در حالی‌که هواپیمای حامل تیم ملی هاکی سقوط کرده است؛ پسر استالین و مدیر تیم‌های ملی می‌گوید: هیچ هواپیمایی سقوط نکرده! اصولا هواپیماهای شوروی سقوط نمی‌کنند... ...
تلفیق شیطنت‌های طنزآمیز و توضیحات داده شده، که گاهی خنده‌دارتر از آن هستند‌ که‌ درست باشند، اسنیکت را بلافاصله از نقش راوی سنتی و تعلیم دهنده‌ در اکثر کتاب‌های ادبیات کودکان کنار می‌گذارد... سانی می‌گوید‌: «گودو»! اسنیکت‌ این کلمه را این طور تفسیر می‌کند: «ما نه می‌دونیم کجا می‌خوایم‌ بریم‌ نه‌ می‌دونیم چه جوری باید بریم.» کلمه‌ی «گودو» ارجاعی است به نمایشنامه‌ی «در انتظار‌ گودو‌»... ...