کتاب «واقعیت ناپیدا» اثر کارلو روولی [Carlo Rovelli] با ترجمه علی شاهی از سوی انتشارات نشر نو منتشر شد.

واقعیت ناپیدا [Realtà non è come ci appare]  اثر کارلو روولی [Carlo Rovelli]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از آنا، کتاب «واقعیت ناپیدا» [Realtà non è come ci appare]‮ آیا تا به حال کسی این شجاعت را داشته که داستان کوانتوم‌ها را از یونان باستان شروع کند؟ یا این داستان پیچیده را چنان ساده روایت کند که برای فهمش تنها به توانایی خواندن نیاز باشد؟

کارلو روولی از یونان باستان، از همان آغاز دانش، شروع می‌کند و پله‌پله پیش می‌آید؛ از اتم‌های دموکریتوس و صورت‌های مثالی افلاطون و ارسطو تا دایره‌های بطلمیوس و دنیای دانته، از آونگ گالیله و ماه نیوتن تا امواج فارادی و معادلات ماکسول، از نسبیت اینشتین و عدم قطعیت هایزنبرگ تا سیاهچالهٔ ویلر و اطلاعات هاکینگ. این سفری است به دنیای جذاب فیزیک از اتم‌های آغازین جهان تا نظریهٔ اطلاعات، با زبانی چنان ساده که گاه خواننده با تردید به خود می‌گوید: «آیا همه‌اش همین است؟ همین قدر ساده؟»

روولی یکی از بزرگ‌ترین فیزیکدانان زندهٔ جهان است و در داستانی که برای شما روایت می‌کند، خودش هم نقش دارد. واقعیت ناپیدا روایتی دست اول از فیزیک معاصر است با نثری جذاب و درخشان.

چاپ نخست کتاب «واقعیت ناپیدا» در قطع وزیری، جلد شومیز و ۲۶۳ صفحه با قیمت ۴۰ هزار تومان از سوی انتشارات نشر نو در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...