کتاب «نیشِ دارو یا نوشدارو» نوشته نعیمه حسنی گرکانی با نگاهی روانشناختی به موضوع بسته بندی داور در روزهای شیوع کرونا توسط نشر ساوالان منتشر شد.

نیشِ دارو یا نوشدارو نعیمه حسنی گرکانی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «نیشِ دارو یا نوشدارو» که به‌تازگی توسط نشر ساوالان چاپ و عرضه شده، تألیف نعیمه حسنی‌گرکانی، استاد دانشگاه در رشته‌های زبان انگلیسی و فرانسه است که سال گذشته نیز کتاب «بر بلندای نشاط» را از زبان انگلیسی به فارسی برگردانده است.

کتاب «نیشِ دارو یا نوشدارو» شاید در ظاهر به موضوع اهمیت روانی بسته بندی داروها بر روان بیماران پرداخته اما به واقع تلاشی برای توجه دادن به موضوع‌های فرهنگی و روانی در اقتصاد تاکید دارد. این کتاب درواقع تلاشی برای رقابت در جهان امروز توسط کشورمان ایران اسلامی است.

جهانی که حرکت‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی در سطح ملی، منطقه‌ای و بین المللی متأثر از موازنه قدرت و توان اقتصادی کشورهاست، تلاش برای حصول قدرت از ضروریات اجتناب ناپذیر محسوب می‌شود. اما آنچه مسلم است توسعه اقتصادی بدون در نظر گرفتن روان انسان‌ها و توجه به فرهنگ یا فرهنگ‌سازی تقریباً غیر قابل دست یافتن است و توجه به این موضوعات در کتاب «نیشِ دارو یا نوشدارو» آمده است.

این کتاب در چهار فصل به زوایای مختلف فرهنگی و روانی بسته بندی پرداخته و در نهایت با طرح پرسش‌های مختلف نتیجه گیری می‌کند که در جهان امروز توجه به فرهنگ در اقتصاد از جمله فرهنگ بسته بندی چقدر می‌تواند به میزان موفقیت کالا کمک کند.
همچنان نگاه انسانی این کتاب به بیماران و تأثیر روانی بسته بندی دارو بر روان آنها برای استفاده بهتر و ارتباط همراه با لذت بیمار از داروی مصرفی خود، از نکات قابل توجه است.

کتاب «نیشِ دارو یا نوشدارو» همچنین رفتار مصرف کننده را مورد بررسی قرار داده است و در توضیح آن آورده که، رفتار مصرف کننده یعنی؛ مجموعه فعالیت‌هایی که مستقیم در جهت کسب، مصرف، و دور انداختن کالا و خدمات صورت می‌گیرد. این فعالیت‌ها شامل فرآیند تصمیماتی است که قبل و بعد از خرید کالا یا دارو انجام می‌پذیرد.

این‌کتاب با ۱۷۲ صفحه و قیمت ۳۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...