دانشنامه‌ عصب‌-روان‌شناسی زبان [Concise encyclopedia of brain and language]، نوشته هری ویتاکر [Harry A. Whitaker] به همت مهلا آرین‌پور، با نظارت اساتیدی چون حسن عشایری و رضا نیلی پور منتشر شد.

دانشنامه‌ عصب‌-روان‌شناسی زبان [Concise encyclopedia of brain and language]، نوشته هری ویتاکر [Harry A. Whitaker]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، دانشنامه‌ عصب-روان‌شناسی زبان در پژوهشکده دانشنامه‌نگاری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی منتشر شد.

دانشنامه‌ عصب-روان‌شناسی‌زبان به همت مهلا آرین‌پور، پژوهشگر پژوهشکده‌ دانشنامه‌نگاری، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و با نظارت استادان بزرگ و فرهیخته‌ این حوزه حسن عشایری و رضا نیلی‌پور منتشر شد و در اختیار پژوهشگران و مدرسین رشته‌های زبان‌شناسی، روان‌شناسی، علوم اعصاب‌شناختی و آسیب‌شناسی گفتار و زبان قرار گرفت.

دانشنامه‌ عصب‌-روان‌شناسی زبان، تألیف استاد برجسته هری ویتاکر است. این اثر بزرگ با رویکردی میان‌رشته‌ای به صورت جامع و همه‌جانبه به بررسی رابطه‌ی میان «زبان» و «مغز» می‌پردازد. این دانشنامه از نظر پوشش کامل همه ابعاد موضوع مغز و زبان کم‌نظیر است و اطلاعات گسترده‌ای را در این زمینه ارائه می‌دهد که در مقدمه مؤلف به‌طور کامل بخش‌های مختلف آن تشریح شده است.

در ترجمه این اثر بزرگ سعی شده است تا برابر نهادهای واژگانی دقیق فارسی ارائه شود. پژوهشکده‌ی دانشنامه‌نگاری در راستای تحقق اهداف خطیر خود و برطرف کردن خلاء منابع مستند و معتبر علمی، اقدام به ترجمه و انتشار این اثر کم نظیر کرده و بزودی آن را در اختیار مراکز علمی مربوطه قرار خواهد داد. امید می‌رود ترجمه‌ی این اثر گامی بلند در جهت رفع نیازهای علمی جامعه دانشگاهی، پژوهشگران و محققان این ساحت علمی باشد.

................ هر روز با کتاب ...............

غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...