کتاب «راز و رمز آماده‌سازی ذهنی» [Et si j'avais un mental de gagnant! : les secrets de la préparation mentale] نوشته سباستین توماس [Sébastien Thomas] با ترجمه فرزانه مهری توسط انتشارات ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.

راز و رمز آماده‌سازی ذهنی» [Et si j'avais un mental de gagnant! : les secrets de la préparation mentale] نوشته سباستین توماس [Sébastien Thomas]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نسخه اصلی این‌کتاب سال ۲۰۱۶ منتشر شده است.

سباستین توماس نویسنده این‌کتاب می‌گوید آماده‌سازی ذهنی رشته‌ای است اغلب آن را با دنیای ورزش و نمایش مرتبط می‌دانند و بسیاری از ورزشکاران و مربیان از یک‌روانشناس ورزش یا یک آماده‌ساز ذهنی کمک می‌گیرند تا آن‌ها را همراهی کند و برای تقویت روحیه یاری‌شان دهد تا بتوانند با محیط اطراف مواجه شده و خود را با آن تطبیق دهند؛ در عین حال قابلیت‌هایشان را در جهت هدفی که برای خود تعیین کرده‌اند، فعال سازند.

نویسنده کتاب پیش‌رو می‌گوید همه آدم‌ها ورزشکاران رده بالایی نیستند اما مجبورند مثل آن‌ها به‌طور دائم با پیشامدهایی مقابله کنند، به اهدافی دست پیدا کنند، فشارها را مدیریت کنند و قابلیت‌هایشان را فعال کنند تا برنده شوند. آماده‌سازی ذهنی در تمام موقعیت‌های کاری یا شخصی طول روز، به درد می‌خورد و لازم هم نیست این‌موقعیت‌ها فوق العاده باشند تا آماده‌سازی ذهنی فایده‌رسان باشد.

توماس هدف از تهیه کتاب «راز و رمز آماده‌سازی ذهنی»‌ را ارائه ابزارهای اولیه برای تقویت روحیه و آماده‌سازی در زندگی روزمره عنوان کرده است؛ همچنین تحریک روحیه کنجکاوی مخاطبش را.

کتاب پیش‌رو ۴ فصل اصلی دارد که به‌ترتیب عبارت‌اند از: «برای این‌که خود را خوب آماده کنیم...»، «تعیین اهداف و راهبردها»، «بسیج قابلیت‌ها، پرورش استعدادها و رهایی از محدودیت‌های خود» و «تجزیه و تحلیل کردن برای حفظ شور و اشتیاق».

همه فصل‌های این‌کتاب، ۳ بخش «کلیدهای تغییر»، «چرا باید تغییر کرد؟» و «در هر صورت تلاشتان را بکنید» دارند. علاوه بر مطالب نظری بیان‌شده در فصول کتاب، تعدادی تمرین هم در «راز و رمز آماده‌سازی ذهنی» آمده‌اند که به ترتیب از این‌قرار هستند:

به فعالیت‌های خود معنا بدهید، تصویری ۳۶۰ درجه از زندگی خود بسازید، رویاهای خود را شرح دهید، اهداف خود را به تصویر بکشید، هدف خود را تعیین کنید، برنامه‌ریزی و ارزیابی کنید، شناسایی عوامل استراس‌زا، حالتی توانمند را در ذهن خود حک کنید، گام‌های اول برای تصویرسازی، تصویرسازی موقعیت آینده، شناسایی گفتگوی درونی منفی خود، تقویت افکار توانمند، شناسایی حواس‌پرتی‌های خود، دقت خود را تقویت کنید، تنفس آرام، ریلکس کنید، تحلیل عملکرد، تعیین‌کردن برنامه‌های روزانه خود.

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

و اغلب، پروژه‌ها و رویاهایمان به حقیقت نمی‌پیوندند، یا خیلی طول می‌کشد به سرانجام برسند. کمی از این‌شاخه به آن شاخه می‌پریم، بدون برنامه‌ریزی و ساختاری منسجم، و افکارمان به این ترتیب مبهم می‌ماند. هیچ‌گاه متوجه نیستیم که باید وقت بگذاریم تا بتوانیم چارچوب و سوالات ضروری را برای انجام کاری که برایمان مهم است طراحی کنیم. گاهی به این دلیل که بلد نیستیم به صورت روشمند کار کنیم، و گاهی هم به نظرمان بی‌فایده می‌رسد. بعضی اوقات می‌ترسیم که چارچوب‌ها دست و پایمان را ببندد و آزادی خود را از دست بدهیم.

در حالی که عکس این موضوع صحت دارد: تعیین چارچوب و مشخص کردن اهداف به ما کمک می‌کند آزادتر باشیم، مسیری برای دنبال‌کردن داشته باشیم و ذهنمان بر هدف و مراحلی که باید طی کنیم متمرکز باشد. در این صورت راحت‌تر می‌توانیم از قابلیت‌هایمان استفاده کنیم، زیرا نیاز نیست مدام به عقب برگردیم و با عجله مراحل بعدی را تعیین کنیم.

این‌کتاب با ۱۵۲ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۲۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...