کتاب «بپرس و بهتر زندگی کن» [Wait, what? : and life's other essential questions] نوشته جیمز. ای. رایان [James E. Ryan] منتشر شد.

بپرس و بهتر زندگی کن» [Wait, what? : and life's other essential questions] نوشته جیمز. ای. رایان [James E. Ryan]

به گزارش کتاب نیوز، «بپرس و بهتر زندگی کن» با ترجمه حسین گازر و توسط نشر هیرمند به چاپ رسیده است.

جیمز ادوارد رایان متولد سال 1966 ، یک مربی ، نویسنده ، وکیل و محقق حقوقی آمریکایی است. او فارغ التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه ویرجینیا و استاد همان دانشگاه است که از اول آگوست 2018 به عنوان نهمین رئیس آنجا روی کار آمد.

ناشر در معرفی این اثر او آورده است:

بسیاری از ما وقت زیادی را صرف تفکر درمورد پاسخ‌های درست می‌کنیم. این درحالی است که نویسنده معتقد است، این، پرسیدن سوالِ به‌جاست که باعث شفاف شدن شرایط می‌شود. به عقیده‌ی او، پنج سؤال اساسی در زندگی وجود دارد. سؤالاتی که لازم است به‌طور منظم از خود و دیگران بپرسیم. اگر به پرسیدن این پنج سؤال عادت کنیم، زندگی شادتر و موفق‌تری خواهیم داشت. و در ادامه به مهم‌ترین سوالی می‌رسیم که همه‌ي ما باید همیشه و درهمه‌حال از خود بپرسیم.

حسین گازر مترجم این اثر، متولد ۱۳۶۴ است. تختخوابت را مرتب کن اثر ویلیام اج مک یون و پپ گواردیولا؛ پیروزی به عبارت دیگر اثر گیلیم بالاگه از جمله دیگر آثار ترجمه شده توسط اوست.

«بپرس و بهتر زندگی کن» نوشته جیمز. ای. رایان در 96 صفحه رقعی و قیمت 24 هزارتومان در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...