کتاب «چگونه کودکان با مرگ عزیزان کنار می‌آیند» [Why did you die? : activities to help children cope with grief & loss] (فعالیت‌هایی برای کمک به کودکان در جهت سازگاری با سوگ و فقدان) منتشر شد.

چگونه کودکان با مرگ عزیزان کنار می‌آیند» [Why did you die? : activities to help children cope with grief & loss]  اریکا لیوئینبرگ [Leeuwenburgh, Erika]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، انتشارات ارجمند کتاب «چگونه کودکان با مرگ عزیزان کنار می‌آیند» نوشتۀ اریکا لیوئینبرگ [Leeuwenburgh, Erika] ، الن گلدرینگ با ترجمۀ الهام توکلی، ترانه خداویردی، مریم صفت کار حقی، حمیده سادات خادمی را روانۀ بازار کتاب کرد.

سوگ پدیده‌ای جهانی است که همه انسان‌ها در تمامی سنین با آن مواجه می‌شوند و در صورت‌عدم آمادگی، آسیب‌های روانی جدی خواهند دید. کتاب حاضر تلاشی در جهت کمک به کودکان برای آشنایی و سازگاری با فقدان عزیزان است و از طریق فعالیت‌هایی ساده این امر را امکان‌پذیر می‌سازد که توسط والدین و نزدیکان کودک نیز قابل اجرا هستند. این کتاب روش‌هایی به ما می‌آموزد تا در شرایط بهتری با سوگ روبه‌رو شویم. در این کتاب، تجربه‌های خوبی بیان شده است. قصه‌هایی واقعی از زندگی که هر یک کمک می‌کنند تا به‌طور عینی‌تر موضوع فقدان و سوگ را ادراک کنیم. این کتاب روش‌هایی را با ما در میان می‌گذارد که همه یا بخشی از آن‌ها به کارمان می‌آید. از همه مهم‌تر، این کتاب الهام بخش است. ما با خواندن این روش‌ها می‌توانیم به روش‌های خلاقانه‌ای دست پیدا کنیم که با زندگی و شرایط و فرهنگ‌مان جورتر باشند.

این کتاب در ۱۷۶ صفحه با قیمت 37 هزار تومان در کتاب‌فوشی‌ها قابل دسترسی است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...