کتاب «چگونه کودکان با مرگ عزیزان کنار می‌آیند» [Why did you die? : activities to help children cope with grief & loss] (فعالیت‌هایی برای کمک به کودکان در جهت سازگاری با سوگ و فقدان) منتشر شد.

چگونه کودکان با مرگ عزیزان کنار می‌آیند» [Why did you die? : activities to help children cope with grief & loss]  اریکا لیوئینبرگ [Leeuwenburgh, Erika]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایلنا، انتشارات ارجمند کتاب «چگونه کودکان با مرگ عزیزان کنار می‌آیند» نوشتۀ اریکا لیوئینبرگ [Leeuwenburgh, Erika] ، الن گلدرینگ با ترجمۀ الهام توکلی، ترانه خداویردی، مریم صفت کار حقی، حمیده سادات خادمی را روانۀ بازار کتاب کرد.

سوگ پدیده‌ای جهانی است که همه انسان‌ها در تمامی سنین با آن مواجه می‌شوند و در صورت‌عدم آمادگی، آسیب‌های روانی جدی خواهند دید. کتاب حاضر تلاشی در جهت کمک به کودکان برای آشنایی و سازگاری با فقدان عزیزان است و از طریق فعالیت‌هایی ساده این امر را امکان‌پذیر می‌سازد که توسط والدین و نزدیکان کودک نیز قابل اجرا هستند. این کتاب روش‌هایی به ما می‌آموزد تا در شرایط بهتری با سوگ روبه‌رو شویم. در این کتاب، تجربه‌های خوبی بیان شده است. قصه‌هایی واقعی از زندگی که هر یک کمک می‌کنند تا به‌طور عینی‌تر موضوع فقدان و سوگ را ادراک کنیم. این کتاب روش‌هایی را با ما در میان می‌گذارد که همه یا بخشی از آن‌ها به کارمان می‌آید. از همه مهم‌تر، این کتاب الهام بخش است. ما با خواندن این روش‌ها می‌توانیم به روش‌های خلاقانه‌ای دست پیدا کنیم که با زندگی و شرایط و فرهنگ‌مان جورتر باشند.

این کتاب در ۱۷۶ صفحه با قیمت 37 هزار تومان در کتاب‌فوشی‌ها قابل دسترسی است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...