کتاب گویای «هنر خوب زندگی کردن»  [The art of the good life : 52 surprising shortcuts to happiness, wealth and success] با صدای عادل فردوسی‌پور منتشر شد.

هنر خوب زندگی کردن»  [The art of the good life : 52 surprising shortcuts to happiness, wealth and success] رولف دوبلی [Rolf Dobelli]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، پیش‌فروش کتاب گویای «هنر خوب زندگی کردن» از روز سه‌شنبه، ۲۴ فروردین در فیدیبو شروع می‌شود و از ۲۸ فروردین در دسترس قرار می‌گیرد. این کتاب از ۲۴ فروردین به مدت سه روز با ۲۵ درصد تخفیف قابل پیش‌خرید است.

نشر چشمه این کتاب را سال ۹۷ با ترجمه‌ عادل فردوسی‌پور و گروهی از مترجمان منتشر کرده است.

در معرفی این کتاب عنوان شده است: «هنر خوب زندگی کردن» کتاب دیگری از رولف دوبلی [Rolf Dobelli] است که پیش‌تر کتاب «هنر شفاف‌ اندیشیدن» از او منتشر شده بود. این کتاب به مهارت‌هایی می‌پردازد که برای خوب زندگی کردن لازم است. رولف دوبلی این کتاب را هم با سبک و چارچوبی شبیه کتاب پیشین خود – یعنی هنر شفاف اندیشیدن – نوشته است؛ مطالبی کوتاه و روان از جنس روانشناسی زندگی روزمره. رولف دوبلی در کتاب «هنر خوب زندگی کردن» مجموعه ابزارهایی برای باکیفیت‌تر کردن زندگی استفاده کرده است. این کتاب اصول زندگی خوب را همراه داستان‌های کوتاه آموزش می‌دهد.

کتاب شنیدنی «هنر خوب زندگی کردن» سومین کتاب صوتی عادل فردوسی‌پور است که در رادیوگوشه تولید شده و در طرح «یک اتفاق شنیدنی» در فیدیبو منتشر می‌شود. پیش‌تر کتاب‌های «فوتبال علیه دشمن» و «هنر شفاف اندیشیدن» توسط این ناشر منتشر شده بود.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...