کتاب «دموکراسی و حقوق بشر» [Democracy, human rights and law in Islamic thought] نوشته محمد عابد الجابری [Muhammad Abid Jabiri] با ترجمه محسن آرمین منتشر شد.

محمد عابد الجابری (1935-2010) نویسنده این‌کتاب، متفکر پرآوازه مراکشی است که اگرچه در ایران کمتر شناخته شده، اما در فضای روشنفکری جهان عرب طی دهه‌های هشتاد و نود بسیار مشهور بوده و نظراتش در این‌برهه زمانی و زمانی غالب بوده است.

«دموکراسی و حقوق بشر» [Democracy, human rights and law in Islamic thought] نوشته محمد عابد الجابری [Muhammad Abid Jabiri] با ترجمه محسن آرمین

به گزارش کتاب نیوز، از عابد الجابری در ایران بیش از 7 کتاب؛ از جمله: «اندیشه ابن خلدون»، «دین و دولت و کار بست شریعت» و «سنت و مدرنیته» ترجمه شده است. وی همچون سایر متفکران جهان عرب، همواره دغدغه دوگانه سنت و مدرنیته را با خود داشته است و به‌واسطه شناخت قابل توجهی که از اندیشه و فلسفه ابن‌رشد داشته، یکی از مبانی فکری خودش را سازگارکردن دین و فلسفه قرار داده و سعی کرده از این منظر به یک راه‌حل برای پیوند میان سنت و مدرنیته دست پیدا کند.

موضوعی که الجابری در کتاب پیش‌رو به آن توجه کرده، جامعه معاصر جهان عرب است و در آن موضوعاتی مانند مدرنیته در دوران معاصر، و نسبت آن با دموکراسی و حقوق بشر را در این جامعه مورد توجه قرار داده است. او سعی کرده در این اثر دنبال ارائه راهی برای برون‌رفت از وضعیت فعلی فکر و فرهنگ در جامعه عرب نشان دهد و این اتفاق را از منظر روشنفکری دینی رقم بزند.

الجابری در بخشی از مقدمه خود بر این‌کتاب نوشته است:

آن‌هنگام که روشنفکران ملی‌گرا و ترقی‌خواه در کشورهای عربی دموکراسی سیاسی را مورد هجوم قرار داده و بر آن لعنت می‌فرستادند و با تمام وجود تنها به دموکراسی اجتماعی (سوسیالیسم) یا کمونیسم اقبال نشان می‌دادند، نویسنده این کتاب گریز و چاره‌ای نمی‌دید که با تمام وجود آنچه را که صواب می‌پنداشت بیان کند و آن این بود که تحقق دموکراسی اجتماعی بدون دموکراسی سیاسی ممکن نیست و دموکراسی سیاسی علاوه بر اینکه ابزاری برای تحقق دموکراسی اجتماعی است، خود یک هدف است و کاستی‌های آن تزویر در اجرای آن یا سو استفاده از آن برای رسیدن به اهدافی غیر از انتظاراتی که ملت از آن دارد، به هیچ وجه نمی‌تواند توجهی برای انکار آن باشد. بنابراین آنچه را که مطالب این کتاب و نوشته‌های دو سال اخیر نویسنده مورد تاکید قرار می‌دهند، یعنی اصرار بر ضرورت دموکراسی سیاسی، بیانگر تحول در اندیشه نویسنده، آنگونه که درباره بسیاری از روشنفکران هم نسل وی رخ داده، نیست.

دموکراسی و کارکرد تاریخی آن، دموکراسی و واقعیت کنونی عربی، به سوی تحکیم شالوده‌های فرهنگی حقوق بشر در آگاهی عربی معاصر، و به سوی رشد آگاهی به حقوق بشر در اسلام، بخش‌های مختلف این کتاب هستند.

در بخشی دیگر از کتاب می‌خوانیم:
ما نه‌تنها از کلمه محروم هستیم بلکه از حق مطالبۀ کلمه نیز محرومیم. حقی که بدون آن انسان هویت انسانی خود را از دست می‌دهد، زیرا بدون این حق انسان «حیوان ناطق» نخواهد بود بلکه «حیوان...» باقی خواهد ماند. می‌توانید به‌جای این نقطه‌ها هرچه می‌خواهید بگذارید اما باید بدانید بدون قرار دادن کلمۀ «ناطق» به‌جای این نقطه‌ها به «انسان» نمی‌رسید: چون بدون «نطق» (=عقل/کلمه) نه تغییری در کار خواهد بود و نه تحولی و نه اصلاحی...
به تعویق انداختن دموکراسی به بهانۀ اولویت رشد و توسعه و عدالت اجتماعی دیگر ابداً نه مقبولیت گذشته را دارد و نه اساساً این دو منافی با دموکراسی محسوب می‌شوند. بلکه برعکس تجربه ثابت کرده است که دموکراسی شرط توسعه و عدالت است. امروز به دموکراسی به مثابۀ چارچوب صحیح توسعه و همچنین بستری ضروری برای عدالت اجتماعی نگریسته می‌شود.

این‌کتاب با ۲۴۰ صفحه و قیمت ۳۷هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...