کتاب «تو رئیس من نیستی: ایمن سازی کودک چهار تا دوزاده ساله‌تان از بدرفتاری» [You're not the boss of me : brat-proofing your four- to twelve-year-old child] نوشته بتسی براون براون [Betsy Brown Braun] با ترجمه سعید فرمانی و مریم رستمی خرم از سوی انتشارات ارجمند روانه بازار نشر شد.

تو رئیس من نیستی: ایمن سازی کودک چهار تا دوزاده ساله‌تان از بدرفتاری» [You're not the boss of me : brat-proofing your four- to twelve-year-old child] نوشته بتسی براون براون [Betsy Brown Braun]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایبنا؛ سعید فرمانی درباره این اثر گفت: امروزه در حال زندگی در دنیایی هستیم که مفروض اصلی آن پیشرفت‌گرایی است. در این فرهنگ حاکم افراد درگیر مسابقه‌ای برای داشتن چیزهای بهتر و بیشتر هستند؛ مسابقه‌ای که نباید در آن از دیگری جا ماند حتی در فزندپروری. در این شرایط کودکان در فشارند تا نمرات بهتری بگیرند، مهارت‌های بیشتری بیاموزند و از همسالانشان عقب نمانند. والدین در تلاشند تا بهترین امکانات را برای فرزندان فراهم کنند و گویی مأموریت دارند فرزندشان را به عالی‌ترین درجات برسانند.

او ادامه داد: اگرچه این فرهنگ در برخی جنبه‌ها رفاه بیشتری به ارمغان آورده اما در این رقابت مهمترین جنبه‌های زندگی کودکان به جرم عیان و قابل اندازه‌گیری نبودن محلی از اعراب ندارد و حتی مانع پیشرفت درنظر گرفته می‌شوند. خصوصیاتی همچون صداقت، همدلی و مهربانی، مسئولیت‌پذیری و قناعت. عجیب اینکه عمده شکایت‌های والدین در خصوص فرزندانشان به نقص در چنین خصوصیاتی برمی‌گردد.

او با بیان اینکه والدین تحت فشار هیجانات منفی همچون حس شکست، ناکامی و جاماندن از دیگری و ناکافی بودن چیزها در تلاشند تا بهترین‌ها را برای فرزندشان فراهم کنند اما غافل از اینکه بهترین چیزها از جنس داشتن‌ها و بودن‌ها نیست بلکه خصایص شخصیتی است که برای پرورش آنها باید سال‌ها تلاش کرد و مراقب بود یادآور شد: کتاب حاضر نه تنها توجه والدین را به مهترین جنبه‌های زندگی حال و آینده کودکان جلب می‌کند، بلکه راه و رسم پرورش این جوانب را به خوبی نشان می‌دهد. بتسی بروان با نثری ساده و روان و در عین حال دقیق و خردمندانه مطالبی را مطرح می‌کند که فرزند پروری را برای والدین لذت بخش‌تر و دوران کودکی را پرنشاط‌تر و پر ثمرتر می‌کند.

فرمانی گفت: والدین با پرورش خصوصیات ذکر شده در این کتاب میراثی را برای فرزندانشان به جا می‌گذارند که در طی عمر از سلامت روانی و اجتماعی آنها مراقبت خواهد کرد.

«تو رئیس من نیستی: ایمن سازی کودک چهار تا دوزاده ساله‌تان از بدرفتاری» با ترجمه سعید فرمانی و مریم رستمی خرم در 254صفحه و با قیمت 95 هزار تومان توسط انتشارات ارجمند منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بی‌فایده است!/ باد قرن‌هاست/ در کوچه‌ها/ خیابان‌ها/ می‌چرخد/ زوزه می‌کشد/ و رمه‌های شادی را می‌درد./ می‌چرخم بر این خاک/ و هرچه خون ماسیده بر تاریخ را/ با اشک‌هایم می‌شویم/ پاک نمی‌شود... مانی، وزن و قافیه تنها اصولی بودند که شعر به وسیلهء آنها تعریف می‌شد؛ اما امروزه، توجه به فرم ذهنی، قدرت تخیل، توجه به موسیقی درونی کلمات و عمق نگاه شاعر به جهان و پدیده‌های آن، ورای نظام موسیقایی، لازمه‌های شعری فاخرند ...
صدای من یک خیشِ کج بود، معوج، که به درون خاک فرومی‌رفت فقط تا آن را عقیم، ویران، و نابود کند... هرگاه پدرم با مشکلی در زمین روبه‌رو می‌شد، روی زمین دراز می‌کشید و گوشش را به آنچه در عمق خاک بود می‌سپرد... مثل پزشکی که به ضربان قلب گوش می‌دهد... دو خواهر در دل سرزمین‌های دورافتاده باهیا، آنها دنیایی از قحطی و استثمار، قدرت و خشونت‌های وحشتناک را تجربه می‌کنند ...
احمد کسروی به‌عنوان روشنفکری مدافع مشروطه و منتقد سرسخت باورهای سنتی ازجمله مخالفان رمان و نشر و ترجمه آن در ایران بود. او رمان را باعث انحطاط اخلاقی و اعتیاد جامعه به سرگرمی و مایه سوق به آزادی‌های مذموم می‌پنداشت... فاطمه سیاح در همان زمان در یادداشتی با عنوان «کیفیت رمان» به نقد او پرداخت: ... آثار کسانی چون چارلز دیکنز، ویکتور هوگو و آناتول فرانس از ارزش‌های والای اخلاقی دفاع می‌کنند و در بروز اصلاحات اجتماعی نیز موثر بوده‌اند ...
داستان در زاگرب آغاز می‌شود؛ جایی که وکیل قهرمان داستان، در یک مهمانی شام که در خانه یک سرمایه‌دار برجسته و بانفوذ، یعنی «مدیرکل»، برگزار شده است... مدیرکل از کشتن چهار مرد که به زمینش تجاوز کرده بودند، صحبت می‌کند... دیگر مهمانان سکوت می‌کنند، اما وکیل که دیگر قادر به تحمل بی‌اخلاقی و جنایت نیست، این اقدام را «جنایت» و «جنون اخلاقی» می‌نامد؛ مدیرکل که از این انتقاد خشمگین شده، تهدید می‌کند که وکیل باید مانند همان چهار مرد «مثل یک سگ» کشته شود ...
معلمی بازنشسته که سال‌های‌سال از مرگ همسرش جانکارلو می‌گذرد. او در غیاب دو فرزندش، ماسیمیلیانو و جولیا، روزگارش را به تنهایی می‌گذراند... این روزگار خاکستری و ملا‌ل‌آور اما با تلألو نور یک الماس در هم شکسته می‌شود، الماسی که آنسلما آن را در میان زباله‌ها پیدا می‌کند؛ یک طوطی از نژاد آمازون... نامی که آنسلما بر طوطی خود می‌گذارد، نام بهترین دوست و همرازش در دوران معلمی است. دوستی درگذشته که خاطره‌اش نه محو می‌شود، نه با چیزی جایگزین... ...