کتاب «هنرهای نمایشی؛ روان‌شناسی و جامعه‌شناسی تئاتر» به قلم حسن پورگل محمدی وارد بازار شد.

هنرهای نمایشی؛ روان‌شناسی و جامعه‌شناسی تئاتر حسن پورگل محمدی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین، به گفته حسن پورگل محمدی نویسنده «هنرهای نمایشی؛ روان‌شناسی و جامعه‌شناسی تئاتر»، این کتاب پس از یک سال نگارش، پژوهش و گردآوری برای علاقه‌مندان این حوزه وارد بازار کتاب شده است. بسیاری از تحقیقات و پژوهش‌های این کتاب در فرآیند یک پروژه اجرایی و آزمایشگاهی که از آذر ۱۳۹۶ تا خرداد ۱۳۹۹ رخ داد و به جشنواره تئاتر مجازی «تک» رسید، صورت گرفته است.

این کتاب در ۹ فصل مختلف با مقدمه و نوشتاری از رحمت امینی، شهرام خرازی‌ها، جلال افشار و علیرضا غفاری که همگی عضو کانون ملی منتقدان تئاتر هستند، توسط انتشارات طراحان تین منتشر شده است.

حسن پورگل محمدی نویسنده، کارگردان، بازیگر، پژوهشگر، منتقد، مدرس دانشگاه، موسس آموزشگاه هنرهای نمایشی دراما، عضو انجمن مدرسان خانه تئاتر، عضو انجمن علمی هنرهای نمایشی ایران، عضو انجمن هنرهای نمایشی استان تهران، عضور شورای نظارت و ارزشیابی هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدیر آکادمی تئاتر پیشوا و عضو انجمن نمایش بسیج هنرمندان استان تهران است.

علاقمندان می‌توانند این کتاب را از سایت انتشارات طراحان تین با ده درصد تخفیف به مبلغ شصت و هشت هزار و چهارصد تومان تهیه کنند.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...