نمایشنامه «پس از داروین» [After Darwin : a play in two acts] نوشته تیمبرلیک وارتن‌بکر [Timberlake Wertenbaker] و ترجمه امیراحسان کرباسی زاده توسط نشر کرگدن منتشر شد.

پس از داروین» [After Darwin : a play in two acts]  تیمبرلیک وارتن‌بکر [Timberlake Wertenbaker]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، نمایشنامه دو پرده‌ای «پس از داروین» با شمارگان ۷۰۰ نسخه، ۱۲۰ صفحه و بهای ۵۰ هزار تومان توسط نشر کرگدن منتشر شد. این ترجمه پنجمین مجلد از مجموعه «علم بر صحنه» است که با دبیری شاپور اعتماد از سوی نشر کرگدن در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد. این نمایشنامه حاوی اشارات تاریخی به زندگی داروین و مراحل تکوین نظریە تکامل است.

فیلسوفان همواره کوشیده‌اند تصویری یکپارچه از واقعیت و جایگاه انسان در آن عرضه کنند. زیست‌شناسی و البته تکامل که هسته اصلی نظریه‌های زیست‌شناسی است، به انسان نگاهی متفاوت دارد. انسان در نظریه تکامل با دیگر گونه‌های زیستی تفاوت چندانی ندارد و قوای جسمانی و شناختی او محصول انتخاب طبیعی است. بدیهی است در صورت درستی نظریه تکامل، جایگاه ویژه و ممتاز انسان در خلقت متزلزل و ارتباط او با همنوعانش و دیگر گونه‌ها دستخوش تغییر می‌شود.

تصور کنید شیمی‌دانان حلالی بسیار قوی ساخته‌اند که همه‌چیز را در خود حل می‌کند. آنان از خود می‌پرسند چنین حلالی را در چه ظرفی باید نگه داشت. اگر قرار است این حلال همه‌چیز را در خود حل کند، ظرفش را نیز نابود خواهد کرد. نظریه تکامل، از نظر مدافعان سرسخت آن، در حکم همین حلال قوی است؛ تکامل همه نظریات دیگر را درباره موجوادت زنده و حتی غیرزنده در خود محو خواهد کرد.

داستان‌ها و نمایشنامه‌های فراوانی درباره داروین، قهرمان داستان تکامل، نوشته شده است. «پس از داروین» اما سرشتی متفاوت دارد. این نمایشنامه‌ای است تعبیه‌شده در نمایشنامه‌ای دیگر و از خلال تمرکز بر روابط داروین و کاپیتان فیتزروی در کشتی بیگل، به سفر تاریخی داروین و نظریه او نقب می‌زند.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...